<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوهنورد - تـنها در کوهستان &#187; دنیای کوهنوردی</title>
	<atom:link href="http://alpinist.ir/category/mountain-world/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://alpinist.ir</link>
	<description>(( کوهستان قسمتی از بهشت است در زمین که مردم قادر به درک آن نیستند ))</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Sep 2010 09:49:18 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مصاحبه‌ی قلمرو کوهستانی با مارک کالچ</title>
		<link>http://alpinist.ir/1389/03/24/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%b1%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%da%a9%d8%a7%d9%84%da%86.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1389/03/24/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%b1%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%da%a9%d8%a7%d9%84%da%86.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Jun 2010 17:53:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ALIREZA</dc:creator>
				<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=1098</guid>
		<description><![CDATA[

مارک کالچ (Mark Kalch) ورزشکار و ماجراجوی استرالیایی &#8211; اتریشی، خرداد سال  ۱۳۸۸ با هدف پیاده‌روی از شمال تا جنوب کشورمان، با انجمن کوه‌نوردان  ایران تماس گرفت و با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت، محمد حاج‌ابوالفتح (قلمرو  کوهستانی ایران) مسوولیت راه‌نمایی او را در این سفر به عهده گرفت.  مارک پس از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2010/06/mark-kalch-0.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1099" title="mark-kalch-0" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2010/06/mark-kalch-0.jpg" alt="" width="473" height="316" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">مارک کالچ (Mark Kalch) ورزشکار و ماجراجوی استرالیایی &#8211; اتریشی، خرداد سال  ۱۳۸۸ با هدف پیاده‌روی از شمال تا جنوب کشورمان، با انجمن کوه‌نوردان  ایران تماس گرفت و با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت، محمد حاج‌ابوالفتح (<a href="http://www.mountainzone.ir/interview/mark-kalch-fa.htm">قلمرو  کوهستانی ایران</a>) مسوولیت راه‌نمایی او را در این سفر به عهده گرفت.  مارک پس از گرفتن ویزا، در آبان ۱۳۸۸ ، وارد ایران شد و در این سفر که حدود  ۵۰ روز به طول انجامید، بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر از خاک کشورمان را با پای  پیاده طی کرد. نوشته‌ی زیر متن مصاحبه‌ای است که قلمرو کوهستانی ایران پس  از اتمام سفر با مارک انجام داده است.</span></p>
<h1 style="text-align: center;"><span style="color: #000080;">متن کامل</span></h1>
<h1 style="text-align: center;"><a title="مصاحبه‌ی قلمرو کوهستانی با مارک کالچ" href="http://alpineclub.ir/fa/node/415">مصاحبه‌ی قلمرو کوهستانی با مارک  کالچ</a></h1>
<p><span id="more-1098"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><a title="مارک کالچ - بایگانی عکس قلمرو کوهستانی  ایران" rel="lightbox" href="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-0.jpg"><img src="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-0-tmb.jpg" border="0" alt="مارک کالچ" hspace="5" align="left" /></a><strong>قلمرو  کوهستانی: مارک، لطفاً کمی درباره خودت برای ما بگو .</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من یک ماجراجو و ورزشکار حرفه‌ای هستم که در  کشور استرالیا متولد              شده‌ام ولی در حال حاضر در کشور انگلستان  زندگی می‌کنم. سفرهای ماجراجویانه به نوعی کل              زندگی من را  تشکیل می‌دهند و در اصل من همیشه به کارهای مشکل و در عین حال جالب مانند               قایقرانی در رودخانه‌ی آمازون تا پیاده‌روی در طول ایران و  پیمایش جنگل‌های قاره‌ی آفریقا فکر             می‌کنم. این کارها حقیقتا  هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمانی برای من چالش برانگیز است.               در این راه چند شرکت تولیدکننده‌ی لوازم و ابزار طبیعت‌گردی به عنوان  حامیان مالی مرا یاری              می‌کنند و من هم در بازگشت از سفرهایم  با سخنرانی در مدارس و سازمان‌هایی که علاقمند به شنیدن             تجارب  من در طول این سفرها هستند، در آمد مالی دارم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">ادامه این مصاحبه را بخوانید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: چرا ایران را برای ماجراجویی  خود انتخاب کردی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من دو سال پیش، هنگامیکه در حال پیمایش  رودخانه‌ی آمازون بودم، در              مورد یک سفر ماجراجویانه در ایران  فکر کردم. رودخانه‌ی آمازون بسیار طولانی بود و زمان              زیادی  برای فکر کردن داشتم و روی منطقه‌ی خاورمیانه متمرکز شده بودم. به ذهنم  رسیده بوده              که باید کاری در این منطقه انجام بدهم. نقشه‌ای از  این منطقه تهیه کردم و دنبال یک جای جذاب              گشتم. در پایان به  دو دلیل ایران را انتخاب کردم؛ نخست برای دیدن کشوری که برخلاف آنچه در               بین مردم کشورهای غربی رایج است و فکر می‌کنند که ایران صحرایی  بیش نیست، مملو از مناطق              کوهستانی است. به طور کلی جغرافیای  ایران ترکیبی از کوه‌های پوشیده از برف، جلگه‌های سبز و               سرزمین‌های کویری است.<br />
اما مهمترین دلیلی که مرا جذب ایران می‌کرد، احساس بدی است که مردم کشورهای  غربی از ایران              دارند. در استرالیا، انگلستان، آمریکا و دیگر  کشورهای غربی، تنها اطلاعاتی که ما از ایران              دریافت می‌کنیم  از طریق BBC، FOX News، CNN و از این دست خبرگزاری‌هاست، که بسیار شوک‌آور               است. چیزی که آنها نشان می‌دهند، رخدادهای فوق‌العاده است و  وضعیت عادی ایران را شامل نمی‌شود.             مردم زمانیکه در لندن یا  استرالیا تلویزیون را روشن می‌کند، هر آنچه می‌بینند حاکی از               تظاهرات، حضور مردم در خیابان‌ها، مطالبی راجع به انرژی هسته‌ای است و اگر  تلویزیون را کنار             گذاشته و تنها به صدای آن گوش کنند، آنها شک  می‌کنند که در ایران شاید جنگی در حال وقوع              است. اما نتیجه‌ی  تحقیقات و مطالعات من به همراه تجربیاتی که در طول سفر کسب کردم، نشان  می‌دهد             که اینها اشتباه است. بنابراین من راهی ایران شدم تا  مردم آنجا را ملاقات کنم و فرهنگشان را             تجربه کنم.</span></p>
<table style="text-align: justify;" cellspacing="15" cellpadding="0" width="300">
<tbody>
<tr>
<td bgcolor="#d1ecef">
<div><span style="color: #000080;"><strong> &#8220;در پایان به دو دلیل ایران را انتخاب کردم؛ نخست برای دیدن  کشوری که برخلاف آنچه در              بین مردم کشورهای غربی رایج است و  فکر می‌کنند که ایران صحرایی بیش نیست، مملو از مناطق               کوهستانی است. به طور کلی جغرافیای ایران ترکیبی از کوه‌های پوشیده از برف،  جلگه‌های سبز و              سرزمین‌های کویری است.&#8221;</strong></span></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: لطفا راجع به سفرت بگو. از  کجا شروع کردی، کجاها را دیدی و سفرت              در چه محلی به پایان  رسید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من روز دوشنبه ۲۹ آبان ۸۸ از لندن وارد تهران  شدم. ابتدا با مسوولین             انجمن کوهنوردان ایران که میزبان من در  این سفر بودند ملاقات کردم. سپس با معرفی آنها به              قلمرو  کوهستانی ایران رفتم تا راجع به چگونگی اجرای این سفر با آنها مشورت کنم.  در آنجا محمد             حاج ابوالفتح اطلاعات مفیدی از جمله مسیرهای ممکن  برای این سفر و مسایلی که امکان مواجهه با              آنها در طول سفر  وجود داشت، در اختیار من گذاشت.<br />
پس از این ملاقات‌ها و گردش در تهران، با اتوبوس به سمت شهر چالوس در شمال  ایران و کرانه‌ی              دریای خزر حرکت کردم. از چالوس پیاده‌روی را  در جهت شرق و به سوی شهرهای محمودآباد و آمل              ادامه دادم. این  بخش از ایران مملو از جلگه‌های سبز و جنگل بود. با ورود به آمل، مسیر خود  را              برای رسیدن به تهران از میان رشته‌کوه البرز در پیش گرفتم.  عبور از کوه‌های پر برف در فصل              زمستان تجربه‌ی جالبی بود. در  میانه‌ی این راه کوهستانی، چشمم به دماوند افتاد. با شکوه بود.              امیدوارم روزی برای صعود آن به ایران بازگردم.<br />
پس از رسیدن به تهران، راه خود را در جهت جنوب‌غربی پیش گرفتم. از شهرهای  قم، کاشان و نطنز              که در کرانه‌ی غربی فلات مرکزی ایران قرار  دارند، عبور کردم تا به شهر اصفهان رسیدم. ابتدا              هدفم رفتن به  سوی شیراز بود، اما تصمیم گرفتم برای چندمین بار از نقشه و نرم‌افزار  Google              Earth و راهنمایی محمد برای انتخاب بهترین مسیر  استفاده کنم. اینکه بیشتر به جنوب متمایل شوم و             گام در مسیری  که از اصفهان به سمت یاسوج در قلب رشته‌کوه زاگرس می‌رفت بگذارم برایم  خوشایندتر              بود. پس از گذر از رشته‌کوه عریض زاگرس به سمت شهر  بوشهر که ۱۰۰ کیلومتر دورتر از کوهپایه‌های             زاگرس در ساحل خلیج  فارس قرار داشت، سرازیر شدم و روز ۲۸ دی وارد بوشهر شدم. به این ترتیب              من طول ایران را از دریای خزر تا خلیج فارس با پای پیاده و در مدت  ۵۰ روز پیمودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: چرا این مسیر را انتخاب کردی؟  حتما می‌دانی که گزینه‌های دیگری نیز              وجود داشت.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من این مسیر را بعد از تحقیقات و برنامه‌ریزی  طولانی مدت انتخاب کردم.             نخست به پیمایش قطر بزرگ ایران از مرز  ترکیه در شمال‌غربی ایران تا مرز پاکستان در جنوب شرقی             آن  می‌اندیشیدم. دومین مسیر پیشنهادی من از مرز ارمنستان در کنار رود ارس شروع  می‌شد و تا              بندرعباس در جنوب ایران ادامه پیدا می‌کرد.  توضیحات بسیاری در مورد این دو مسیر شنیده بودم،             اما همچنان به  فکر کردن، بررسی نقشه‌ها و جمع‌آوری اطلاعات پرداختم تا اینکه مسیر سومی  به ذهنم              رسید. البته اگر بخواهم راستگو باشم، محمد مرا در  انتخاب این مسیر کمک کرد. این مسیر از چالوس             آغاز می‌شد و با  گذشتن از وسط ایران به بوشهر می‌رسید.<br />
به هر حال باید از بین این سه مسیر یکی را انتخاب می‌کردم. نخستین مسیر  طولانی‌ترین بود. دو هزار              کیلومتر طول داشت و از میان  سرزمین‌های کوهستانی و بعضا دور افتاده‌ی ایران می‌گذشت. من تنها               یک ماه اجازه‌ی حضور قانونی در ایران را داشتم که البته تا ۹۰ روز دیگر  می‌توانستم آن را              تمدید کنم. نگران بودم که برای طی این مسیر  طولانی، با کمبود زمان مواجه شوم.<br />
<a title="مارک کالچ - بایگانی عکس قلمرو کوهستانی ایران" rel="lightbox" href="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-1.jpg"><img src="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-1-tmb.jpg" border="0" alt="مارک کالچ" hspace="5" align="right" /></a></span> <span style="color: #000080;"> گزینه‌ی دوم خیلی خوب بود، ولی  چون هدف اصلی من از آمدن به ایران دیدن مردم و آشنا شدن با فرهنگ آنها بود،  به نظر نمی‌رسید با انتخاب این مسیر در دستیابی به این هدف خیلی موفق  باشم. بنابراین مسیر سوم را که از دو مسیر دیگر سازگاری بیشتری با اهداف و  مدت زمان روادید من داشت، انتخاب کردم. همانطورکه محمد نیز می‌گفت، آداب و  رسوم مردمی که در طول این مسیر می‌توانستم ببینم، بسیار متنوع و گوناگون  بود؛ از ساکنان ساحلی دریای خزر تا مردم کلانشهری مانند تهران، بعد از آن  دیدن قم به عنوان یک شهر مذهبی و مقدس و در ادامه گذر از کناره‌ی فلات  مرکزی ایران و ورود به دومین رشته‌کوه مهم ایران که گروه‌های مردمی و قبایل  زیادی را در خود جای داده بود و در پایان مواجهه با مردم و آداب و رسوم  حاشیة خلیج فارس.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: در طول این سفر، از دو  رشته‌کوه اصلی ایران یعنی البرز و زاگرس گذر             کردی. نظرت راجع  به آنها چیست؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من خیلی به این دو رشته‌کوه که در نقشه‌ها و  همچنین با استفاده از نرم‌افزار Google Earth خودنمایی می‌کردند، فکر کرده  بودم و برنامه‌های بسیاری برای آنها در ذهن داشتم، ولی متاسفانه زمان ورود  من به ایران باعث شد که در طول زمستان و فصول سرد به این کوه‌ها برسم.<br />
زمانیکه در اتوبوس در حال عبور از محور کرج-چالوس بودم، وضعیت هوا نامساعد  بود. جاده‌ی پر              پیچ و خم از کوه پوشیده از برف بالا می‌رفت و  من با خود سودای چگونه برگشتن از این مسیر را              داشتم. اما  بزرگترین مشکل من در هنکام عبور از رشته‌کوه البرز، تونل‌هایی بودند که در  طول              جاده‌ی هراز قرار داشتند. به ناچار از تعدادی از این  تونل‌ها باید رد می‌شدم، چراکه من گاه              به گاه مجبور به عبور  از کنار جاده می‌شدم. عبور از تونل‌های بلند و بدون سامانه‌ی تهویه در               کنار خطر برخورد با خودروهای عبوری به ویژه در نقاطی که بستر عبور  جاده باریک می‌شد، بسیار              خطرناک و مشکل‌زا بود. ولی زمانیکه  موفق به فرار از جاده‌ها می‌شدم و سفرم را در سکوت              کوهستان یا  بین مردمی که از من با یک لیوان چای و یک عدد پرتقال پذیرایی می‌کردند،  برایم              بسیار لذت‌بخش بود. همچنین دیدن قله‌ی دماوند که در  رشته‌کوه البرز قرار دارد، برایم دل‌انگیز بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"> </span></p>
<table style="text-align: justify;" cellspacing="15" cellpadding="0" width="300">
<tbody>
<tr>
<td bgcolor="#d1ecef">
<div><span style="color: #000080;"><strong> &#8220;در پایگاه اینترنتی شخصی‌ام حتما در رابطه با مردمی که  ملاقات کردم صحبت خواهم کرد و              خواهم گفت که این مردم باعث  اجرای خوب و باورنکردنی این سفر شدند. من مردمی را ملاقات کردم              که ۱۰ دقیقه پیشتر از آن نه مرا دیده بودند و نه از من چیزی شنیده بودند.  آنها به من پناه              می‌دادند، غذا آماده می‌کردند و هر آنچه شما  فکر می‌کنید برایم انجام می‌دادند.&#8221; </strong></span></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">اما درباره‌ی زاگرس باید بگویم که آنقدر عرض این  رشته‌کوه زیاد بود که نیمی از کل سفر من              فقط برای گذر از این  کوهستان صرف شد. زاگرس مملو از زنجیره‌ی کوه‌ها و قله‌های بلند، دره‌های               طولانی و دشت‌های مرتفع است که در لابلای آنها روستاهای بسیاری  قرار دارند. زمین‌های کشاورزی و              زیبایی‌های طبیعت آنجا را که  می‌دیدم و مردمی که در آنجا ملاقات می‌کردم، همگی مایه‌ی انبساط خاطر              من بودند.<br />
در پایان اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، البرز آنطوری که من آن را شناختم،  مجموعه‌ای از قله‌های بلند              با دامنه‌های پر شیب و پوشیده از  برف بود، درحالیکه زاگرس پهن‌تر از البرز به نظر می‌رسید و                گونه‌های بسیاری از مردم و فرهنگ‌ها را در خود جاد داده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: قبل از آمدن به ایران، مشکلات  سفرت را در کجاها و چه چیزهایی می‌دانستی؟ حالا بعد از پایان این سفر،  نظرت راجع به آنها چیست؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> گمان می‌کنم که این سفر را دست کم گرفته بودم،  چراکه تمام زمانم را قبل از آمدن به ایران، صرف هماهنگ کردن حامی مالی و  بررسی نقشه‌ها کردم بدون توجه به اینکه کوله‌کشی در چنین برنامه‌ای داستان  دیگری دارد. جدی‌ترین مشکلی که با آن مواجه بودم، تنهایی بود، اگرچه در کل  سفر با انسان‌های خوب و نجیبی روبرو می‌شدم که به نحوی در قبال من احساس  مسوولیت می‌کردند و مواظبم بودند. به هرحال آنها نمی‌توانستند جای خانواده و  دوستانی که سال‌های سال با آنها بوده‌ام را بگیرند. مشکل دیگر زبان بود.  نه من فارسی بلد بودم و نه مردمی که در طول مسیر ملاقاتشان می‌کردم،  می‌توانستند خوب انگلیسی صحبت کنند.<br />
من به طور میانگین روزی ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر پیاده‌روی می‌کردم، اگرچه بیشترین  طول پیاده‌روی من در این سفر ۴۷ کیلومتر بود. حال شما تصور کنید هر شب در  پایان این مقدار پیاده‌روی با یک کوله‌پشتی سنگین، باید جایی را برای  برپاکردن چادر پیدا می‌کردم، چادر را برپا می‌کردم، خودم را گرم و خشک نگه  می‌داشتم و غذا درست می‌کردم. این هم یکی از آن دسته مشکلاتی بود که با  گذشت زمان، کم کم حالت عادی به خود می‌گرفت.<br />
به هر حال سختی‌های این سفر ترکیبی از عوامل جسمی و روانی بودند که قبل از  آمدن به ایران              آنها را دست کم گرفته بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: قبل از این سفر، به چه نقاطی  از دنیا سفر کرده بودی و بعد از              ایران برای کجا برنامه‌ریزی  خواهی کرد؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> قبل از اینکه به ایران بیایم، طولانی‌ترین و  جدی‌ترین سفرم در سال ۲۰۰۷ میلادی بود، که مدت ۱۵۳ روز را با یکی از  دوستانم برای پیمایش کل طول رودخانه‌ی آمازون به طول ۶۸۰۰ کیلومتر که از  ارتفاع ۴۲۰۰ متری رشته‌کوه آند در کشور پرو آغاز می‌شود، صرف کردم. یک ماه  اول این سفر را برای رسیدن به نقطه‌ای از این رودخانه که برای قایق‌سواری  عرض کافی داشته باشد، پیاده‌روی کردیم. بعد از آن ۱ ماه را در یکی از  سختترین رودخانه‌های دنیا به نام Apurimac که در نهایت به رودخانه‌ی آمازون  ختم می‌شود، گذراندیم و باقی این مدت ۱۵۳ روزه را در رودخانه‌ی آمازون به  سمت جایی که این رودخانه در سواحل کشور برزیل به اقیانوس اطلس می‌ریزد،  قایقرانی کردیم. با انجام این سفر، نام ما به عنوان چهارمین گروه و هفتمین و  هشتمین نفراتی که تاکنون موفق به پیمایش کل رودخانه‌ی آمازون شده‌اند، ثبت  شد. این طولانی‌ترین سفر من بوده است.<br />
قبل از رودخانه‌ی آمازون، من با هدف پیمایش جنگل‌های انبوه کشور اتیوپی  راهی قاره‌ی آفریقا              شدم. سفر طاقت‌فرسایی در جنگل‌های گرم و  انبوه اتیوپی بود. علاوه بر دیدن حیوانات زیادی از              قبیل شیر،  فیل، بوفالو و کفتار، در آنجا قبایلی دیدم که هنوز با یکدیگر در حال ستیز  هستند              تا اندازه‌ای که می‌ترسیدم راجع به این مسئله تحقیق کنم  و در آخر هم خوشبختانه این اتفاق              نیفتاد. قبل از سفر آفریقا  تجربه‌های زیادی در زمینه‌ی راهنمایی گردشگران در رودخانه‌ها داشته‌ام.<br />
برای آینده، در کنار علاقه‌ای که به مردم‌شناسی دارم، می‌خواهم بر خلاف  سفرهایم در رودخانه‌ی             آمازون و ایران، روش دیگری جایگزین  نمایم. بعضی وقت‌ها به ذهنم می‌آید، سفری را با موتورسیکلت              آغاز کنم که شاید خنده‌دار به نظر برسد. سفر بعدی شاید کوهنوردی باشد، ولی  قبل از آن باید             مهارت‌های فنی کوهنوردی را در خود بهبود دهم و  در ادامه آن را در یک سفر کوهنوردی به کار             ببندم. اگر از من  بپرسید کجا را صعود خواهم کرد، جوابم تنها این خواهد بود که اصراری بر              عناوینی چون نخستین صعود ندارم، اما می‌خواهم از کوهی بالا بروم که  جامعه‌ی کوهنوردی و مردم             عادی از آن چیزی نشنیده باشد. به طور  کلی، سفرهایم باید ترکیبی از ماجراجویی و لذت برایم             باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><a title="مارک کالچ - بایگانی عکس قلمرو کوهستانی  ایران" rel="lightbox" href="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-2.jpg"><img src="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-2-tmb.jpg" border="0" alt="مارک کالچ" hspace="5" align="left" /></a><strong>قلمرو  کوهستانی: آیا به تمامی اهدافی که برای این سفر در ذهن داشتی، رسیده‌ای؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> بله به نظر چنین می‌رسد. نه تنها به هدف  ورزشی‌ام که پیاده‌روی از             چالوس تا بوشهر بود رسیدم، بلکه این  سفر فرصت خوبی بود تا مردم زیادی را در ایران ملاقات             کنم و  ایران را از لحاظ فرهنگی بیشتر بشناسم. بنابراین خوشحالم که به هر دو هدفم  رسیده‌ام. اگر            بخواهم صادقانه صحبت کنم، مهمترین هدفم، شناختن  فرهنگ و مردم ایران بود، با این امید که در             بازگشتم به مردمی  که در کشورهای غربی زندگی می‌کنند، یاد دهم که چشم‌هایشان را در برابر              ایران بگشایند.<br />
البته ناگفته نماند که داشتن این دو هدف و برنامه‌ریزی کارها برای ارضای هر  دوی آنها، سفر من             را سختتر می‌کرد. بعضی روزها باید به راه  رفتنم ادامه می‌دادم و به کسانیکه که در طول مسیر از             من برای  ماندن دعوت می‌کردند، جواب منفی می‌دادم تا توان بدنی‌ و روانی‌ام را به  چالش بکشانم،             ولی روزهایی هم بود که ترجیح می‌دادم با مردم  باشم و از فرهنگ و زندگی آنها بیاموزم.             بنابراین اکنون که  گذشته را مرور می‌کنم، می‌بینم شاید می‌توانستم انسان‌های بیشتری را ببینم و              از آنها و محیط اطرافشان عکس‌ها و فیلم‌های بیشتری بگیرم، ولی  در کشاکش رسیدن به این دو هدف فکر             می‌کنم عملکرد خیلی بدی  نداشته‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: لطفا در مورد تفاوت‌های سفرت  به ایران با سفرهایی که به دیگر جاهای            دنیا داشته‌ای، برایمان  بگو.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> من راجع به ایران خیلی تحقیق کرده بودم، ولی  انصافا در موقع ورود به            ایران در محل بررسی مدارک فرودگاه راجع  به کارهایی که قرار بود انجام دهم، دچار شک و تردید             بودم و  نمی‌دانستم کدام کار را باید چگونه انجام دهم. بنابراین تصمیم گرفتم که به  همه چیز درست            نگاه کنم و با ذهن باز به ایران بیایم. این کاری  بود که من موفق به انجام آن شدم و به همین             دلیل چیزهای زیادی  راجع به این کشور آموختم.<br />
در مورد تفاوت‌ها باید گفت که همواره تفاوت‌های فرهنگی بین کشورها وجود  دارد، اما جالب این بود زمانیکه من به میان مردم می‌رفتم، آنها را مشغول  کارهایشان می‌دیدم. برای مثال کرکره‌ی مغازه را برای شروع کار روزانه بالا  می‌دادند و، در دکان‌های میوه‌فروشی مشغول منظم کردن میوه‌ها بودند، در  زمین‌های کشاورزی کشاورزان با ابزارشان مشغول کار بودند، روی ساختمان‌های  نیمه‌کاره کارگران ساختمانی مشغول کارشان بودند، مردمی که در بانک کار  می‌کردند، مردمی که در خودرو به همراه خانواده در حال جابجایی بودند و  مردمی که در پارکها با کودکانشان راه می‌رفتند. این موارد دقیقا مانند همان  چیزهایی است که ما در انگلستان، استرالیا و آمریکا می‌بینیم. هیچ تفاوتی  ندارد. بنابراین اینکه زندگی ایرانیان چقدر شبیه کشورهایی است که من آنها  را دیده‌ام، برایم نکته‌ی جالبی بود.<br />
اما در مورد تفاوتها، بزرگترین تفاوت آن چیزهایی بود که متاسفانه رسانه‌ها  همیشه روی آن متمرکز            هستند؛ همه‌ی زنان چادر به سر دارند، همه‌ی  مردان لباس‌های رسمی می‌پوشند و ریش دارند و روحانیون             بسیاری  در جامعه حضور دارند. اگرچه دیدن یک خانم چادری و یا یک روحانی در خیابان  به‌ویژه در             شهری مانند قم اثر بسیاری روی من که از کشوری با  فرهنگی کاملا متفاوت آمده بودم، داشت، اما             این فقط یک تفاوت  دیداری بود.<br />
بنابراین اگر تفاوتی بین ایران و غرب باشد، این اختلاف باید در نشانه‌ها و  مشکلاتی که برای             مثال در داد و ستدها و مسایل اقتصادی ایجاد  می‌شود، باشد و چیزی که مرا بسیار ناراحت می‌کند             اینست که چرا  این اختلافات باید منجر به جنگ و حمله به شهرهای ایران شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: اگر بخواهی راجع به مفیدترین  ابزار و وسایلی که در این سفر همراه             داشتی، صحبت کنی کدام‌ها  را انتخاب می‌کنی؟ منظور ما آن وسایلی است که شاید می‌خواستی در خانه             جا بگذاری ولی از اینکه آنها را آورده‌ای، خوشحال هستی.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><a title="مارک کالچ - بایگانی عکس قلمرو کوهستانی ایران" rel="lightbox" href="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-3.jpg"><img src="http://www.mountainzone.ir/Assets/interview/mark-kalch-3-tmb.jpg" border="0" alt="مارک کالچ" hspace="5" align="right" /></a><strong>مارک:</strong> مفیدترین وسیله‌ی من کاپشن پر بود که در مقایسه با کاپشن‌های پر              دیگر، بسیار کم حجم‌تر، سبک‌تر و گرم‌تر است. پوشیدن این کاپشن در  سحرگاهان روزهای سرد             زمستانی که من در لابلای رشته‌کوه‌های  البرز و زاگرس درحالیکه طرف درونی چادر یخ زده بود و من              می‌خواستم از کیسه‌ی خواب گرم خارج شده، برای شروع راه رفتن آماده شوم،  بسیار خوشایند بود.<br />
وسیله‌ای دیگر که خیلی از همراه داشتن آن خوشنود بودم و هستم، باطوم‌های  کوهپیمایی بودند. قبل            از این برنامه من عادت به استفاده از  باطوم نداشتم با اینکه شاید خیلی از مردم با کوله‌های             بسیار  سبک هم همیشه از باطوم استفاده می‌کنند. اما در طول این سفر وجود باطوم‌های  کوهنوردی در            کاهش فشار وارده به کمر و زانوها که از وزن زیاد  کوله‌پشتی‌ام ناشی می‌شد و نیز در حفظ تعادل             بدن، نقش بسزایی  داشتند.<br />
از تولید‌کننده‌ای که کفش‌هایم را در این سفر تامین کرد، تشکر می‌کنم. آنها  سه جفت کفش را برای             این سفر در اختیار من قرار دادند که من در  نهایت سنگینترین آنها را انتخاب کردم، اما به             اندازه‌ای نرم و  راحت بودند که من سنگینیشان را به هیچ وجه حس نکردم. در بین وسایل به درد              بخور من، عینکهایم جای خود را داشتند. فقط برای عکاسی یا  فیلمبرداری آنها را از روی چشمهایم             برمی‌داشتم.<br />
و اما راجع به بی‌فایده‌ترین وسیله‌ام بگویم. من برای این سفر ۷۰ دلار برای  خریدن یک لیوان از             جنس تیتانیوم پرداخته بودم که در تمام سفرم  یکبار هم به کارم نیامد! فقط فضای کوله‌ام را             اشغال کرد و  به‌عنوان یک وسیله‌ی بی‌مصرف از چالوس تا بوشهر وزن اندک آن را تحمل کردم.</span></p>
<table style="text-align: justify;" cellspacing="15" cellpadding="0" width="300">
<tbody>
<tr>
<td bgcolor="#d1ecef">
<div><span style="color: #000080;"><strong> &#8220;در پایان اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، البرز آنطوری که من آن را  شناختم، مجموعه‌ای از قله‌های             بلند با دامنه‌های پر شیب و  پوشیده از برف بود، درحالیکه زاگرس پهن‌تر از البرز به نظر می‌رسید              و  گونه‌های بسیاری از مردم و فرهنگ‌ها را در خود جاد داده بود.&#8221; </strong></span></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: آیا کسی یا گروهی تو را برای  انجام این سفر از لحاظ وسایل و مسایل             مالی حمایت کردند؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> بله. شرکت‌های تولیدی در زمینه‌ی ابزار و وسایل  مرتبط با اینگونه             سفرها هستند که به طور معمول وسایل موردنیاز  من را در طول سفرهایم و یا حتی زمانهایی که در             سفر هم نیستم،  فراهم می‌کنند. شرکت فنلاندی Suunto که تولید‌کنندة ساعت‌های مچی مناسب  برای             ورزشکاران است، حامی اصلی من می‌باشد. در این سفر من از  ساعت مدل Suunto-X10 استفاده کردم             که مجهز به سامانه‌ی  موقعیت‌یاب جهانی (GPS) است و از آن می‌توان برای کالیبراسیون ارتفاع‌سنج‌             هااستفاده کرد. پوشاک موردنیازم را تولیدکنندة انگلیسی Rab در  اختیارم قرار می‌دهد. Rab ،             شرکت بزرگی نیست اما وسایلی که  تولید می‌کند خوب و بادوام هستند. من تقریبا از تمام پوشاکی             که  این شرکت انگلیسی در اختیارم قرار داده بود، استفاده کردم.<br />
شرکت آلمانی Meindle که ۳۰۰ سال پشتوانه تولیدی دارد، در تهیه کفشهایم  به  من کمک می‌کند و هر             نوع کفشی بخواهم در اختیارم قرار می‌دهد.  همچنین دیگر حامی من شرکت آمریکایی Zeal Optics است             که  تولیدکننده‌ی انواع عینک می‌باشد.<br />
گفتنی است در این سفر برای نخستین بار توسط شرکت الکترونیکی Sony هم حمایت  شدم و آنها یک دورین             عکاسی و یک دوربین فیلمبرداری با قابلیت  ضبط با کیفیت HD در اختیار من قرار دادند. امیدوارم             در آینده  هم از این کارها بکنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>قلمرو کوهستانی: از تو بابت زمانی که برای این  گفتگوی اختصاص دادی، تشکر و قدردانی            می‌کنیم. در پایان اگر  مطلب خاصی در نظر داری، بگو.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>مارک:</strong> در آخر باید بگویم که حقیقتا از این سفر و دیدار  با مردم ایران راضی هستم. در پایگاه اینترنتی شخصی‌ام حتما در رابطه با  مردمی که ملاقات کردم صحبت خواهم کرد و خواهم گفت که این مردم باعث اجرای  خوب و باورنکردنی این سفر شدند. من مردمی را ملاقات کردم که ۱۰ دقیقه پیشتر  از آن نه مرا دیده بودند و نه از من چیزی شنیده بودند. آنها به من پناه  می‌دادند، غذا آماده می‌کردند و هر آنچه شما فکر می‌کنید برایم انجام  می‌دادند. در طول این سفر حتی یک نفر هم نبود که با من بدرفتاری کند.<br />
اگر مسافرت مشابهی در استرالیا انجام شود، با وجود اینکه مردم آنجا بسیار  دوست‌داشتنی هستند،             اما اگر شما ساعت ۸ یا ۹ شب با یک  کوله‌پشتی سنگین روی دوشتان و درحالیکه یک هفته از آخرین             باری  که حمام کرده‌اید، می‌گذرد در پیشگاه درب منزل یک نفر استرالیایی ظاهر شوید  و انتظار             داشته باشید او شما را به داخل خانه‌اش راه دهد، به  شما اجازه دهد خود را بشویید، برایتان غذا            بیاورد، بستر خوابتان  را آماده کند و از این دست کارها، شاید کسی این کار را بکند اما              احتمالش بسیار ضعیف است. من تاکنون به بیش از ۴۰ کشور دنیا سفر کرده‌ام  که در بین آنها ایران             دوست‌داشتنی‌ترین، مهربان‌ترین و  مهمان‌نوازترین مردم دنیا را دارد.<br />
امیدوارم هنگامیکه به انگلستان باز می‌گردم، به مردم آموزش دهم تا نگاهی که  در طول ۳۰ سال             گذشته نسبت به ایران داشته‌اند راتغییر دهند.  بزرگترین بی‌عدالتی در قبال این مردم اینست که             آنها را از منظر  مسایل سیاسی بین دولتها نگاه کنیم.</span></p>
<h1 style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">خرداد ۱۳۸۹<br />
تهران</span></p>
</h1>
<h5 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">خیلی دوست  دارم یک روز سفر هایی مثل ایشون انجام بدم</span></h5>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1389/03/24/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%b1%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%da%a9%d8%a7%d9%84%da%86.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پانورامای دماوند</title>
		<link>http://alpinist.ir/1388/11/27/%d9%be%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1388/11/27/%d9%be%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 08:50:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ALIREZA</dc:creator>
				<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس کوهستان]]></category>
		<category><![CDATA[قله های ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=875</guid>
		<description><![CDATA[
Damavand Heights in Iran
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object id="_360_krpano_id_295599" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="425" height="315" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="name" value="_360_krpano_name_295599" /><param name="quality" value="autohigh" /><param name="allowScriptAccess" value="always" /><param name="flashvars" value="pano=http://www.360cities.net/krpano/external_embed/damavand-heights-iran.xml&amp;epd=http://www.360cities.net/data/embed/plugin_data/damavand-heights-iran" /><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="src" value="http://www.360cities.net/javascripts/krpano/krpano.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><embed id="_360_krpano_id_295599" type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="315" src="http://www.360cities.net/javascripts/krpano/krpano.swf" allowfullscreen="true" flashvars="pano=http://www.360cities.net/krpano/external_embed/damavand-heights-iran.xml&amp;epd=http://www.360cities.net/data/embed/plugin_data/damavand-heights-iran" allowscriptaccess="always" quality="autohigh" name="_360_krpano_name_295599"></embed></object><br />
<a title="panorama photos of Damavand Heights on 360cities.net" href="http://www.360cities.net/image/damavand-heights-iran">Damavand Heights</a> in <a title="panoramic images from Iran" href="http://www.360cities.net/area/iran">Iran</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1388/11/27/%d9%be%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کوهنوردی یک ورزش ذهنی</title>
		<link>http://alpinist.ir/1388/06/26/%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1388/06/26/%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 22:43:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ALIREZA</dc:creator>
				<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=518</guid>
		<description><![CDATA[شاید کسی انتظار اینگونه برخورد با رشته ورزشی کوهنوردی رو نداشته باشه &#8230; اشتباه نکنید منظور یه ورزش فکری مانند شطرنج نیست . تا حالا دقت کردید صعود به توچال نسبت به یه صعود مشابه چقدر راحت تره ؟ تا حالا دیدید وقتی یه برنامه سنگین تر میرید  برنامه های سنگین قبلی سبک میشه ؟ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">شاید کسی انتظار اینگونه برخورد با رشته ورزشی کوهنوردی رو نداشته باشه &#8230; اشتباه نکنید منظور یه ورزش فکری مانند شطرنج نیست . تا حالا دقت کردید صعود به توچال نسبت به یه صعود مشابه چقدر راحت تره ؟ تا حالا دیدید وقتی یه برنامه سنگین تر میرید  برنامه های سنگین قبلی سبک میشه ؟ آره دقیقا منظور قدرت ذهن هست ..  ورزش ای کی دو، تا حالا تبلیغش رو تو خیابونا دیدید ؟ روش هماهنگی روح و وجسم ! میگن با تمرکز ذهنی، قدرت در ورزش ای کی دو تا ۲ برابر افزایش پیدا میکنه ! چرا راه دور بریم .. یوگا ! ورزشی (ورزش؟) تازگی ها خیلی رونق گرفته، یه چیز خیلی جالبه داره کسانی توش موفق هستن که رو بدنش اصلا فشار نمیارن و با تمرکز رو انجام یک حرکت خاص بالاخره موفق میشن .. شما هم لابد دیدید افرادی رو که مدت زیادی روی سرشون وایمیستن و هیچ اتفاقی براشون نمیافته .. ازشون که میپرسید بعضی هاشون شاید کمتر از ۶ ماه باشه یوگا رو شروع کرده باشن ! من کسی رو میشناسم وقتی رو زمین دو زانو میشینه و تمرکز میکنه ۱۰ تا مرد قوی هیکلم نمیتونن تکونش بدن ! لابد عضله های میخ کننده به زمینش رو با هالتر تقویت کرده !؟ نخیر این طور نیست این نیرو مال جسم نیست .. حالا هرچی میخوای اسم روش بزار ! جادو .. مرتازی .. تمرکز .. قدرت جاذبه &#8230;قدرت روح .. قدرت ذهن ! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">درسته قدرت ذهن ؟ تا حالا دیدید به یه چیزی فکر میکنید اتفاق میافته .. یا از قدیم گفتن خدا حاجت شکم رو زود میده .. !!! میگن ۱۳ نحسه ،خوب ما ازش انتظار نحسی داریم !!! میگن گربه سیاه شومه ! خوب ما تو فکرمون ازش شومی انتظار داریم!!! ..خوب این قدرت ذهن چیه ؟ چه جوری تقویت میشه ؟ چه ربطی داره به کوهنوردی !</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">قدرت ذهن قابل تعریف نیست باید درک کنید بر خلاف تصورتون با مرتازی هم تقویت نمیشه با تلاش و کوشش تقویت میشه با فکر کردن به یه موضوع و خواستن .. خوب خواستن الکی هم نمیشه  تلاش و کوشش لازم داره ولی واقعا وجود داره دست کم نگیریدش  تا حالا دیدید  یه برنامه بدنتون کم میاره یاد یه برنامه سنگین تر میافتید که انجام دادید  بعدش بقیه برنامه رو انجام میدید !  این یعنی شما با ذهنتون انرژی بقیه مسیر رو بدست آوردید ! خوب حالا فهمیدیم یه قدرت جدید دیگه هم وجود داره ! چه شکلی تقویتش کنیم ؟! خوب از اینجا به بعدش دیگه برا هرکس مختلفه بعضی ها با فکر کردن به موضوع بعضی ها با تمرین سخت تر .. هر کس به روشش خود باید ازش استفاده کنه &#8230;. کوهنوردی هم چون یه جور جنگ با سختی هاست این قدرت خود نمایی میکنه! پس سعی کنیم این قدرت رو در اختیار خودمون در بیاریم!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">با یه داستان مقاله رو تموم کنم !</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"> روزی بروس لی یه خط روی خاک میکشه و به شاگردهاش میگه این خط رو به راحت ترین شکل کوتاه کنید !؟! هرکدوم از شاگرد ها به یه شکی  یه مقداری از خط رو با جا به جا کردن خاک پاک میکنن و خط کوتاه میشه .. و هیچ کدوم مورد قبول استادشون نمیشه ! در آخر خود بروس لی یه خط بلند تر کنارش میکشه  و میگه حالا اون خط کوتاه تر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">نویسنده : علیرضا ک.<br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">پی نوشت :</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">از این به بعد میخوام یکم از این مدل مقاله های غیر علمی  بنویسم  و اگر کسی خوند خوش حال میشم نظرش و بحثش رو بگه تا دیدگاهای افراد مختلف به این مقالات اضافه بشه !  اگر هم کسی خوشش نمیاد  اصلا نخونه ولی اگر خوند نظرش رو بگه </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">در آخر هم بگم این مقاله متعلق به سایت <a href="http://www.alpinist.ir/" target="_blank">کوهنورد</a> هست و انتشار اون با منبع مجاز هست </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1388/06/26/%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند مطلب پزشکی کوهستان</title>
		<link>http://alpinist.ir/1388/05/21/%da%86%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1388/05/21/%da%86%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 17:07:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[پزشکی کوهستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=237</guid>
		<description><![CDATA[جابجایی مفاصل
این حالت وقتی اتفاق می افتد که یک مفصل از استخوانی که در انتهای آن قرار دارد جدا شده و جدا باقی بماند. جابجایی همان علایم و نشانه های شکستگی را دارد که شامل تغییر شکل ـ درد شدید ـ تورم و ناتوانی و حرکت مفصل مبتلا می باشد.
کمکهای اولیه : گردش خون در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>جابجایی مفاصل</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">این حالت وقتی اتفاق می افتد که یک مفصل از استخوانی که در انتهای آن قرار دارد جدا شده و جدا باقی بماند. جابجایی همان علایم و نشانه های شکستگی را دارد که شامل تغییر شکل ـ درد شدید ـ تورم و ناتوانی و حرکت مفصل مبتلا می باشد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کمکهای اولیه : گردش خون در مکان صدمه  دیده از نظر عدم محدودیت در گردش خون و لمس کردن و احساس درد در نقطه مورد نظر را در صورت هوشیاری شخص و میزان جابه جایی را بصورت خیلی آهسته و نرم انجام می دهیم و حرکت عضو و محدودیتهای حرکتی را جستجو می کنیم. سپس مفصل را ثابت می کنیم همانند شکستگی ها. به هیچ وجه مفصل را جابجا نمی کنیم چون باعث صدمه به رگها و عصبها می شود. برای بهبود کامل تر وی را به مرکز درمانی اعزام می نمائیم.</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><span id="more-237"></span><br />
</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>آسیبهای ناخواسته مچ پا</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">مچ پا می تواند در اثر یک راه رفتن نادرست، پریدن از رودخانه ها و قرار ندادن پا در سطح مناسب و استفاده نادرست از کفش باعث صدمات زیادی می شود که درمان نامناسب آن باعث صدمات بیشتر خواهد شد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">یکی از صدمان مچ پا رگ به رگ شدن که در اثر چرخش و پیچش مچ پا به داخل می باشد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">علائم :</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اگر استخوان و قوزک پا را فشار دادیم و احساس درد زیادی شخص داشت احتمال شکستگی بارزتر است. اگر شخصی روی مچ پای خود توانست بایستند و پنج و شش قدم راه رود احتمال پیچ خوردگی شایع تر است و عدم حرکت نشانه شکستگی خواهد بود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کمکهای اولیه :</span></p>
<p><span style="color: #000080;">می توانیم کفش شخص را از پای وی درنیاوریم چون می تواند خود کفش به عنوان یک آتل عمل نماید ولی چون با درآوردن کفش خونرسانی بهتر شده و ناحیه صدمه دیده به راحتی قابل روئیت می باشد و میتوانیم جریان خون را چک  نمائیم و از اقدامات زیر بهره می بریم :</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۱-      پا را در حالت خنثی یا راحت قرار می دهیم حالت استراحت</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۲-   بین ۲۴ تا ۴۸ ساعت اول پس از حادثه می توانیم این کار که کمپرس با پک یخ می باشد را به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه انجام دهیم.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۳-      سپس با باندهای کشی آنها را ببندیم تا مشکل کاملاً درمان شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نکته : در زمان خواب کمی باندهای کشی را شل می نمائیم.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۴-      بالا نگه داشتن عضو از سطح قلب باعث کاهش تورم و خونریزی یا خون مردگی سطح پوست می شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نکته : در صورت محدودیت و یا درد شدید فرد در مچ پا همانند شکستگی عمل می نمائیم.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>کشیدگی عضلات</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">این عارضه زمانی اتفاق می افتد که یک عضله بیش از حد کشیده شود که ممکن است موجب پارگی عضله شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">علائم : درد شدید ـ حساسیت در زمان لمس ـ فرو رفتگی عضله ـ سفتی عضله در زمان حرکت.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کمکهای اولیه: اقدامات قبلی که استراحت عضله و استفاده از پک یخ و ایجاد فشار و بالا نگه داشتن عضو از سطح قلب را انجام میدهیم تا بهبودی حاصل شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کوفتگی عضله : این عارضه در اثر ضربه مستقیم به عضله بوجود می آید و علائم آن شامل : تورم درد و حساسیت و کبودی که بعد از چند ساعتی نمایان خواهد شد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کمکهای اولیه آن شامل : استراحت عضله، استفاده از یخ و ایجاد فشار و بالا نگه داشتن عضو می باشد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>گرفتگی عضلانی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">این عارضه ممکن است بصورت ناخواسته صورت پذیرد و این انقباض عضله دردآور هم خواهد بود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کمکهای اولیه : از مصدوم بخواهید به آرامی عضله را بکشد چون گرفتگی یک انقباض یا اسپاسم غیر ارادی عضله است کشش تدریجی عضله فیبرهای عضله دچار اسپاسم را به حالت انبساط در می آورد. با ماساژ دادن و فشار ملایم عضله را شل می نمائیم با یخ هم می توان این کار را انجام داد. می توان لب بالا را گاز گرفت تا گرفتگی ساق پا بهبود یابد می توان از یک محلول نمکی ملایم استفاده نمود (یک قاشق چای خوری نمک در ۱ لیتر آب).</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>گرفتگی عضلات</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">مقدمه:</span></p>
<p><span style="color: #000080;">گرفتگی عضلانی یکی از دردها و آسیبهای شایع است که اکثر ورزشکاران آنرا تجربه می کنند. البته بسیاری از افراد مانند افراد مسن بالای ۶۰ سال و پس از مصرف برخی از داروها به عنوان عوارض جانبی  دارو ، خانمهای باردار و افرادی که در مصرف مشروبات الکلی زیاده روی می کنند نیز این عارضه را به احتمال زیاد تجربه می کنند. گرفتگی عضلانی به خصوص در مورد عضله های پشت ساق پا و گاهی در کف پا شایع ترین نوع گرفتگی عضلانی است. این حالت وضعیت دردناک و ناراحت کننده ای است و علت آن انقباض بسیار شدید عضله و ماندن عضله در این حالت است که عضله به حالت اول بازنگشته و منبسط نمی شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">این وضعیت یک حالت موقتی است و بین چند ثانیه تا چند دقیقه ممکن است به طول بیانجامد و بدون انجام درمان خاصی خود به خود بهبود می یابد و ممکن است عضله تا ۲۴ ساعت پس از بهبود حساس بماند و مستعد بازگشت مجدد به این حالت باشد. اما چنانچه این وضعیت برای شما مرتب تکرار می شود مثلا در طول هفته یا در طول ماه ، ممکن است این حالت یکی از نشانه های بیماری خاص در شما باشد و باید به پزشک مراجعه کنید. از آنجا که این گرفتگی اغلب در عضلات ساق پا رخ می دهد نگاه دقیق تری به این نوع می اندازیم.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>علت های شایع گرفتکی عضلانی و راه درمان :</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">واقعیت این است که بسیاری از دلایل بروز این عارضه همچنان ناشناخته است اما علاوه بر مواردی که در مقدمه اشاره کردم ، ۷ عامل اصلی را برای این عارضه پذیرفته اند:</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۱- انقضباض عضله به مدت طولانی: این دلیل اصلی ترین علت بروز گرفتگی عضله پا به خصوص هنگام خواب است که به آن گرفتگی شبانه هم میگن. در این حالت ما ناخواسته باعث انقباض عضله ساق پا می شویم و در این حالت باقی می مانیم  بدین صورت که پنجه پا را به سمت پایین خم می کنیم و کمی هم خمش در زانو ایجاد می کنیم. امتحان کنید در این وضعیت در حالی که در رختخواب خوابیده اید ، عضله پشت پای شما جمع می شود و گلوله می شود. حال در همین حالت می مانیم و یا خوابمان می رود و ناگهان با یک در شدید در همین عضله از خواب می پریم که واقعا حالت بدی است. توجه کنید موقع خواب در برنامه های کوهنوردی در چادر و کیسه خواب خیلی وقتها ما به همین شکل می خوابیم (خیلی وقتها به دلیل کمبود فضای داخل چادر خودمون رو به این صورت جمع می کنیم) که حداقل بهتره پنجه پا رو به سمت پایین خم نکنیم. خستگی عضله و فعالیت شدید نا متناسب با میزان آمادگی جسمانی نیز می تواند عضله رو مستعد قرارگیری در این وضعیت برای ورزشکاران نماید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۲- کمبود آب بدن یا خشکی بدن: در این حالت ما در طول روز یا زمان فعالیت ، آب به میزان کافنی ننوشیدیم و دچار یک تشنگی مزمن هستیم. به خصوص در برنامه های زمستانی پس از برقراری کمپ بدون اینکه تغذیه مناسبی انجام دهیم و مایعات فراوان بنوشیم ترجیح میدیم به علت خستگی و سرما سریع تر تو کیسه خوابمون بخزیم و تنبلی می کنیم. همین کار باعث میشه علاوه بر اینکه فردا کارایی پایینی داشته باشیم ، در هنگام خواب یا صبح فردا این عارضه رو تجربه کنیم. پس به مصرف مایعات به خصوص قبل از خواب و پس از یک روز فعالیت سنگین اهمیت بدیم.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۳- کمبود اکسیژن : در این وضعیت اکسیژن کافی به بدن نمی رسه. مثلا زمانی که فعالیت شدیدی انجام می دهیم یا در ارتفاعات بلند مشغول فعالیت هستیم و تنفس ما با میزان فعالیت ما همخوانی نداره و به عبارتی در آستانه بی هوازی توانمون مشغول فعالیت در یک زمان طولانی هستیم . تنفس عمیق و سریع راه مناسبی برای جبران این کمبود است.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۴- تغییر ناگهانی و شدید دمای هوا: فرض کنید در یک برنامه زمستانی ، داخل کیسه خواب گرم و نرم به خواب رفته اید و نیمه های شب تصمیم میگیرید برای شکار خرگوش از چادر بیرون برید و بدون پوشش کافی به علت اینکه هر لحظه ممکنه خرگوش از لونش فرار کنه ! با عجله از چادر بیرون میرید چند متری از چادر دور میشید و خرگوش رو به هلاکت میرسونید و با لرز فراوان به چادر بر میگردید . ممکنه احساس کنید عضله های بدنتون سفت شده و موقع رفتن به کیسه خواب با فریاد ناشی از گرفتگی عضلانی کل منطقه رو از بروز این عارضه با خبر کنید !. پس مراقب باشید شوک دمایی به بدنتون ندید (از دمای اتاق به دمای سرد به صورت ناگهانی) و موقع بیرون رفتن از چادر به خصوص در شب و هوای طوفانی و باد از پوشش کامل و کافی استفاده کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۵- کمبود کلسیم: فقز کلسیم در خون می تواند باعث اختلال در انقباض و انبساط عضلانی و بروز این عارضه شود. مصرف فراورده های لبنی ، کلم بروکلی و غذاهای دارای کلسیم و مکملها در برنامه های طولانی راه حل مناسب است.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۶- کمبود نمک: نمک جزو الکترولیتها و از مواد ضروری برای بدن است. کمبود این الکترولیتها باعث اختلال در واکنشهای عصبی بدن و بروز گرفتگی عضلانی می شود. همانطور که میدانید نمک با تعریق بدن دفع می شود و برای جبران آن معمولا ورزشکاران از نوشابه های ورزشی (ترکیب نصف آب ، نصف آب میوه کمی شکر و کمی نمک) برای جبران آن در حین فعالیت استفاده می کنند.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۷- کمبود پتاسیم: پتاسیم هم جزو دسته الکترولیتهاست. . پتاسیم را هم می توانید از بسیاری از مواد مانند خرما ، موز و حبوبات بدست آورید. از این میان موز به دلیل اینکه پتاسیم خود را به تدریج آزاد می کند بهترین گزینه برای فعالیتهای روزانه است اما استفاده از خرما در مدت طولانی تر به دلیل انرژی و ماندگاری بیشتر و حجم کمتر برای برنامه های طولانی تر به نظر ارجحیت دارد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>راهکارهای درمان و پیشگیری جانبی :</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;">متاسفانه بر روی این عارضه تحقیقات دقیق و وسیعی تا به امروز صورت نگرفته است و به همین دلیل بسیاری از علتهای این عارضه در حد فرضیه و تجربه باقی مانده است. این مورد برای راهکارهای درمان و پیشگیری نیز صدق می کند. ممکن است روشی را عده ای تزویج کنند و عده ای پس از امتحان کردن آن به دلیل نتیجه نگرفتن اعتقادی به آن نداشته باشند. اما در اینجا علاوه بر مواردی که به صورت موردی برای هر علت عنوان شد ، دو راهکار برای درمان و پیشگیری نیز که بیشتر مورد توافق جمعی است و برای کسانی که مرتب به این عارضه دچار می شوند رو ذکر می کنم :</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۱- انجام تمرین کششی عضله پشت پا: همانطور که گفته شد این عضله بیش از سایر عضله ها دچار گرفتگی شده و این تمرین را می توانید برای پیشگیری برای کسانی که زیاد به این عارضه دچار می شوند استفاده کرد. در صورتی که در قسمتهای دیگر دچار گرفتگی عضلانی میشوید  می توانید تمرین کششی مناسب آن قسمت را انجام دهید. این تمرین را روزی ۳ نوبت انجام دهید و نوبت سوم را قبل از رفتن به رختخواب و به صورت سبک تر انجام دهید. مطابق شکل قرار بیگیرید و در این حالت باقی بمانید تا عضله ساق پای شما تحت کشش و انبساط قرار بگیرد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">کف پاها به زمین کاملا بچسبانید ، بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر از دیوار روبرو فاصله بگیرید و با کف دو دست به دیوار تکیه بدهید. خودتان کشش را در پشت پا احساس می کنید. چنانچه از این مورد نتیجه میگیرید نیازی به استفاده از مورد دوم و استفاده از قرص گنه گنه ندارید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۲- استفاده از قرصهای گنه گنه (Quinine): استفاده از این دارو یکی از درمانهای رایج گرفتگی عضلانی است. این قرصها تعداد دفعات و شدت گرفتگی عضلانی رو کاهش می دهند اما ممکنه همزمان روی هر دو مورد تاثیر نگذارند. به هنگام خواب یک عدد مصرف کنید و به عنوان یک دوره چهار هفته ای این کار را انجام دهید. اگر بعد از این مدت شدت یا تعداد گرفتگی کاهش یافت این درمان را تا ۳ ماه ادامه دهید و پس از آن بررسی کنید که آیا نیاز به ادامه مصرف آن دارید یا خیر. به هر حال خانمهای باردار نباید از این قرص استفاده کنند و به طور کل بهتره قبل از مصرف هر دارویی با پزشک مشورت کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نکته آخر: قبل و بعد از انجام تمرین و شروع فعالیت های بدنی از گرم کردن و سرد کردن غفلت نکنید. حرکات کششی را به هنگام گرم کردن و سرد کردن انجام دهید تا از بروز این عارضه در زمان فعالیت جلوگیری کنید ویا حداقل شدت آن را کاهش دهید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">منبع : گروه کوهنوردی آسمان</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="color: #0000ff;"><strong>پرسش و پاسخهای پزشکی کوهستان</strong></span></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>پرسش: </strong>مصرف آسپرین تاثیری برای جلو گیری از ارتفاع زدگی دارد یامصرف آن را در ارتفاع توصیه میکنید؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">پاسخ(پزشکی کوهستان): آسپرین تاثیری در جلوگیری از ارتفاع زدگی ندارد.و داروهایی که تا کنون تاثیر آنها درپیشگیری از ارتفاع زدگی اثبات شده است همان استازولامید و در مرحله بعد دگزامتازون است .اما کلا آسپرین دیگر به امروزه به عنوان یک دارو قلبی شناخته میشود و مصرف آن با توجه به عوارض آن به عنوان مسکن توصیه نمیشود.کسانی که تحت درمان با این دارو هستند در ارتفاع هم دارویشان را ادامه میدهند اما برای بقیه انتخاب مناسبی نمیباشد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>پرسش:</strong> نظرتان راجع به توصیه سنتی استفاده از حنا برای افزایش مقاومت بافتها در مقابل سرما چیست؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">پاسخ(پزشکی کوهستان): استفاده از حنا در مقاومت بافتها در برابر فشار و زخم(مثلا برای جلوگیری ازتاول پا) ظاهرا مفید است و خود من هم به بیمارانم توصیه می کنم که نتیجه خوبی هم می دهد اما بطور دقیق و علمی جایی ندیده ام که این مطلب برسی شود. اما در سرمازدگی (کاهش دمای بدن به علت سرما) هیچ تاثیری ندارد ولی در باره یخ زدگی احتمالا با همان مکانیسمی که در جلوگیری از زخم و مراقبت از پو ست موثر است احتمالا مفید است اما اینکه در یخ زدگی یا گرم نگه داشتن عضو موثر باشد فکر نمی کنم که موثر باشد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>پرسش: </strong>داروی دیازپام تو ارتفاع عوارضی ندارهد؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">پاسخ(پزشکی کوهستان): توصیه می شود که در کوه از داروهای خواب آور و مخدر استفاده نشود زیرا<br />
</span> ۱- انسان را مستعد به ارتفاع زدگی و سرمازدگی می کند</p>
<p><span style="color: #000080;">۲- باعث اختلال در هوشیاری افراد می شود</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۳- دیازپام تاثیر تضعیف کننده خود بر مرکز تنفس را تا ۴۸ ساعت حفظ می کند که در ارتفاع مشکل ساز است</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۳- خوابیدن در ارتفاع از علامت های مهم هم هوایی است بطوریکه می گویند کسانی که در ارتفاع خوب بخورند و خوب بخوابند هم هوا شده اند. که با مصرف این داروها این شاخص تاثیر خود را از دست می دهد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">برای خوب خوابیدن در ارتفاع اگر هم هوا شده اید باید تمرین کنید مثلا از چند روز قبل از برنامه شبها روی زمین و در کیسه خواب بخوابید تا به خوابیدن در کیسه خواب عادت کنید.روز برنامه از صبح تا موقع استراحت نخوابید تا شب خوابتان ببرد تا قبل از اینکه کاملا خوابتان نگرفته تو کیسه خواب نرید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>پرسش:</strong> سرما میتونه سبب ایجاد حالت تهوع بشه؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">پاسخ(پزشکی کوهستان): سرمازدگی در حالت معمول و کلاسیک باعث حالت تهوع نمی شود. اما عوامل جانبی گاه باعث این حالت می شوند مثلا بیخوابی خستگی یا گرسنگی باعث تشدید سرمازدگی می شوند و سرمازدگی باعث تشدید خستگی می شود و خستگی باعث حالت تهوع می شود.یا سرمازدگی باعث افت فشار خون می شود و آن می تواند با حالت تهوع همراه باشد. در این وضعیت ها گرم کردن بیمار با بهبود نسبی سرما زدگی باعث شکستن چرخه های فوق و ایجاد روند بهبودی بیمار می شود. به طور کلی می توان گفت در بیشتر حوادث کوه بخصوص در حوادث زمستانه و در محیطهای سرد سرما زدگی با درجات متفاوت و جود دارد که توان بدن را برای مقابله با مشکل کم میکند و این خود باعث تشدید سرما زدگی می شود پس گرم کردن بیمار برای درمان تقریبا بیشتر حوادث کوهستانی بخصوص در هوای سرد و برای پیشگیری از سرما زدگی بسیار مهم است و نباید فراموش شود.<br />
در نظر داشته باشید در حالت تهوع در کوه حتما باید به بیماری ارتفاع فکر کنید و وجود و یا عدم وجود آن را بررسی نمایید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>منبع: </strong>دکتر فرید عباسی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1388/05/21/%da%86%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آموزش گره های کوهنوردی</title>
		<link>http://alpinist.ir/1388/05/17/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1388/05/17/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2009 11:40:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=171</guid>
		<description><![CDATA[برای مشاهده نحوه زدن هر گره روی اسم آنها در ادامه مطلب کلیک کنید و صبر کنید تا آموزش تصویری آن لود شود.




انواع گره ها و کابرد آنها :

گره هشت ساده Simple Eight
گره هشت یک لا Figure of Eight : اتصال سر طناب حمایت به  					کارابین و صندلی نفر صعود کننده یا به کارگاه.
گره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span style="color: #000080;">برای مشاهده نحوه زدن هر گره روی اسم آنها در ادامه مطلب کلیک کنید و صبر کنید تا آموزش تصویری آن لود شود.</span></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/knots1.gif"><img class="aligncenter size-full wp-image-196" title="knots" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/knots1.gif" alt="knots" width="354" height="196" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000080;"><span id="more-171"></span><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: right;"><strong><span style="color: #000080;">انواع گره ها و کابرد آنها :</span></strong></p>
<ul style="text-align: right;">
<li><strong><span style="color: #ff6600;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Simple-Eight.gif" target="_blank">گره هشت ساده Simple Eight</a></span></strong></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Figure-of-Eight-knote.jpg" target="_blank"><strong>گره هشت یک لا Figure of Eight </strong></a>: اتصال سر طناب حمایت به  					کارابین و صندلی نفر صعود کننده یا به کارگاه.</span></li>
<li><span style="color: #000080;">گره هشت دولا : اتصال سر طناب فرود به کارگاه.</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Figure-Eight-Follow-Through.gif" target="_blank">گره هشت تعقیب Retraced Figure of Eight</a> </strong>: اتصال طناب به  					صندلی و زدن گره هشت در حلقه ای بسته .بعد از زدن گره باید  					اندازه آن را تنظیم نمود.بطوریکه گره به خوبی به صندلی بچسبد.</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Fisherman.jpg" target="_blank"><strong>گره دو سر طناب یک لا Fisherman</strong></a> : اتصال دو سر طناب هم قطر  					به یکدیگر ( کمتر مورد استفاده قرار می گیرد)</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Double-Fishermans-Bend.gif" target="_blank"><strong>گره دو سر طناب دولا Double Fisherman </strong></a>: اتصال دو سر طناب  					به یکدیگر با ضریب اطمینان بیشتر نسبت به گره دو سر طناب یک لا  					و اتصال دو سر طناب غیر هم قطر با اختلاف قطری حداکثر یک شماره.</span></li>
<li style="text-align: right;"><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Hafmastwurf.jpg" target="_blank"><strong>گره حمایت  Hafmastwurf </strong></a>: برای حمایت صعود  					کننده یا فرود مورد استفاده قرار می گیرد . این گره را در مواقع  					ضروری می توان با یک گره ضامن قفل نمود.( این گره از شوک های ناگهانی به دلیل شکست طناب جلوگیری میکند)<br />
</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Munter-Mule-Combination.gif">گره چفت شونده</a></strong></span><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Munter-Mule-Combination.gif"><strong> </strong><strong>Munter Hitch </strong></a><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Munter-Mule-Combination.gif"> </a></strong>: </span><strong> </strong><strong> </strong><span style="color: #000080;"> برای قفل نمودن گره حمایت (زدن ضامن)</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Clove-Hitch.gif" target="_blank">گره خود حمایت Clove Hitch , Mastwurf </a></strong>: برای ثابت کردن  					طناب _ خود حمایت . این گره در محل کارگاه و بر روی کارابین اجرا  					می شود. <a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Mastwurf.jpg" target="_blank">از زاویه دیگر با کارابین</a> و <a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/cloveanim.gif" target="_blank">نوع استفاده دیگر</a><br />
</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Water-Knot.gif" target="_blank">گره تسمه Water Kont </a></strong>: اتصال دو سر نوار (تسمه)</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Prusik-Knot-or-Triple-Sliding-Hitch.gif"><strong>گره پروسیک Prusik</strong></a> : برای خود حمایت هنگام فرود به کار می  					رود . خاصیت این گره چفت شدن بر روی طناب است و بنا به همین  					خاصیت در عملیات بالاکشی نیز کاربرد دارد. <a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/Prusik.jpg" target="_blank">نوعی استفاده از گره پروسیک</a> ، <a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/bowline-one-hand.gif" target="_blank">زدن یکدستی گره پروسیک</a><br />
</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Bowline1.gif" target="_blank"><strong>گره بولین Bowline</strong> </a>: یکی از مزیت های این گره باز شدن آسان آن حتی  					بعد از فشار بر روی آن است. ولی بی دقتی در زدن آن می تواند  					خطر ساز باشد.</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><strong><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/rekabi.gif">گره رکابی </a></strong>: برای ساختن نردبانها و برانکارد طنابی از آن  					استفاده می شود.</span></li>
<li><span style="color: #000080;"><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/The-Alpine-Butterfly-or-Linemans-Knot.gif" target="_blank"><strong>گره پروانه </strong></a>: این گره یکی از گرهای کوهنوردی است که از هر سه جهت می توان از آن بار گرفت.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #000080;">خواص گره کوهنوردی :</span></p>
<ol style="text-align: right;">
<li><span style="color: #000080;">در مقابل کشش و ضربه محکم و مقاوم است.</span></li>
<li><span style="color: #000080;">به سادگی زده و با دست به آسانی باز می شود.</span></li>
<li><span style="color: #000080;">هنگام کار بر اثر فشار وارد بر آن باز نمی گردد.</span></li>
<li><span style="color: #000080;">هر قدر فشار بر روی آن وارد شود محکم تر می شود.</span></li>
<li style="text-align: right;"><span style="color: #000080;">کوچک ، کم حجم و دارای کمترین شکست است . چرا که هر شکست  					طناب باعث کاهش مقاومت آن می گردد. </span></li>
</ol>
<p><span style="color: #000080;">چند نکته :</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۱٫ در سایت زیر انواع گره ها به زیبایی آموزش داده شده است !</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #000080;"><a href="http://www.animatedknots.com" target="_blank">http://www.animatedknots.com</a></span></p>
<p><span style="color: #000080;">2. گاهی اوقات زندگی کوهنوردان به گره ها ارتباط دارد پس لازم است انواع گره زدن را با سرعت زیاد بسیار تمرین کنیم .</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۳٫ سعی شود گره ها بسیار خوانا و تمیز باشند چون علاوه بر اینکه از اشتباه جلوگیری میشود در صورت فشار امکان باز شدن گره از بین میرود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۴٫ علا وه بر گره های بالا گره های بسیاری وجود دارد  البته پر کاربرد ترین ها  اینها هستند که سعی میکنم در آینده گره های پرکاربرد دیگر همچنین کاربرد این گره ها را کامل کنم و آموزش دهم!</span></p>
<p><span style="color: #000080;">۵٫ <a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/gereh(www.alpinist.ir).zip" target="_blank">دریافت کل آموزش های بالا در قالب یک فایل</a></span></p>
<p><span style="color: #000080;">توضیحاتی درباره گره پروسیک به نقل از <a href="http://neginealamkooh.persianblog.ir/post/98/" target="_blank">وبلاگ نگین علم </a>:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">گره پروسیک </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">مدتها بود در تفکر برای نوشتن متنی درباره فرود بودم . اتفاقات متوالی در کوهها و دیواره های ایران هنگام فرود و بحثهای متوالی درباره گره پروسیک و نوع استفاده از آن مرا واداشت تا در این مجال مطلبی حضورتان ارائه کنم . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">لازم به توضیح است هدف از نوشتن این مطالب ، استفاده از خرد جمعی عموم کوهنوردان و مربیان و تمامی کسانی است که به کار فنی در ارتفاعات می پردازند . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;"><img class="aligncenter size-full wp-image-260" title="1010" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/1010.jpg" alt="1010" width="439" height="291" /></span></p>
<p><span style="color: #888888;">اشخاص زیادی هستند که اصولا با وجود این گره مخالفند و البته موافقان زیادی هم دارد . برای اینکه زودتر به اصل بحث برسیم بهتر است توجه داشته باشیم در تمامی مراجع کوهنوردی همواره به داشتن خود حمایت تاکید شده و منظور از خود حمایت داشتن اتکا به کارگاه و یا حمایتهای میانی در هر حالت و مقطع از سلسله عملیات صعود یا فرود است . حتی بسیار تاکید می شود تا زمانیکه وارد حمایت بعدی نشدید از حمایت قبلی خارج نشوید . برای داشتن خود حمایت در حین فرود ، ساده ترین و ابتدائی ترین روش استفاده از طنابچه و زدن گره پروسیک بر روی طناب اصلی است . البته ابزارهایی هم وجود دارند که کار با آنها آسانتر است و بعنوان یک گره اتوبلوک (خودکار ) می تواند به ما کمک کند . اما عموم کوهنوردان بدلیل سبک و ارزان بودن از یک طنابچه ۵ تا ۷ میلیمتر – بسته به قطر طناب فرودشان – استفاده می کنند که البته نیاز به تعویض زودهنگام و بررسی دقیق دارد . بحث ما در اینجا لزوم استفاده از این ابزار و خود حمایت فرود نیست . چرا که لزوم آن بر همگان مشخص است . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">در سالهای قبل بسیار سعی شد با استفاده از تجربیات اصحاب فن و مربیان و منابع خارجی ، روش صحیحی برای استفاده از گره پروسیک ارائه گردد . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">یادم هست که حدود سال ۸۰ اعلام شد که گره پروسیک از بالای ۸ فرود به پائین آن منتقل گردد و چند سال بعد مجددا این گره به جای خود برگشت و در منابع آموزشی مندرج گردید . بنده در اینجا قصد حمایت از هیچ کدام از ۲ روش ارائه شده را ندارم بلکه فقط آنچه به ذهنم می رسد را بیان می کنم و قضاوت را به عهده خوانندگان متن حاضر می گذارم . در ذیل به ترتیب به بیان ویژگیهای استفاده از طنابچه پروسیک در بالا و پائین ابزار فرود می پردازم . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;"> <img class="aligncenter size-full wp-image-261" title="1006" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/1006.jpg" alt="1006" width="419" height="278" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;"><br />
</span>
</p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">استفاده از طنابچه پروسیک در بالای ابزار فرود : </span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۱-     استفاده از حداقل امکانات </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۲-     استفاده از طنابچه پروسیک که طول حلقه آن حداقل حدود ۴۰ سانتی متر باشد تا فاصله مناسب برای حرکت بر روی طناب داشته باشد </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۳-     قفل شدن خوب و سریع و به موقع </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۴-     آمدن فشار اولیه بر روی گره پروسیک که البته به سختی هم آزاد می گردد . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۵-      استفاده از ۲ دست هنگام فرود ؛ بطوریکه یک دست برای گرفتن امتداد طناب و دست دیگر برای پائین آوردن گره پروسیک حین فرود استفاده می شود . </span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">استفاده از پروسیک پائین ابزار فرود : </span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۱-     استفاده از یک اسلینگ بطول تقریبی ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر جهت اتصال ابزار فرود . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۲-     استفاده از پروسیک کوتاهتر نسبت به حالت قبل (و البته کوتاهتر از طول اسلینگ تا وارد ۸ فرود نشود). </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۳-     قفل شدن خوب و سریع و به موقع </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۴-     آمدن فشار اولیه بر روی ابزار فرود و سپس قفل شدن گره پروسیک که البته این امر به آزاد شدن راحت تر گره منجر می شود . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۵-     استفاده از یک دست که هم امتداد طناب را دارد و هم گره پروسیک را بر روی آن حرکت می دهد . </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">۶-     داشتن تعادل بهتر بدلیل اینکه ابزار فرود از بدن دورتر است و در حین فرود زاویه امتداد طناب نسبت به ابزار فرود بسته تر است و همین امر موجب اصطکاک بیشتر می شود . و در زمان فرود روی طولهای بلندتر کنترل بهتری به فرود رونده می دهد . </span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #888888;">مواردی که در بالا ذکر شد مسلما کامل نیست . خواهشمندم دوستان از ابراز نظراتشان دریغ نکنند . مسلما نظر شما در تصمیم گیریهای بعدی و ارائه آموزش بهتر به علاقمندان مسائل فنی کوهنوردی موثر خواهد بود. لازم به ذکر است هدف ارائه آموزش بهتر برای نوآموزان می باشد . یعنی روشی که افراد مبتدی بتوانند فرود بهتری را تجربه کنند.<br />
</span>
</p>
<p dir="rtl"><a href="http://comments.persianblog.ir/?blogID=10583&amp;postID=2813661&amp;blogName=neginealamkooh" target="_blank"><span style="color: #888888;">بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما عزیزان هستم . </span></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1388/05/17/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه بدون قطب‌نما گم نشویم؟</title>
		<link>http://alpinist.ir/1388/05/14/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%da%af%d9%85-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f.html</link>
		<comments>http://alpinist.ir/1388/05/14/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%da%af%d9%85-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 19:55:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت یابی و جی پی اس GPS]]></category>
		<category><![CDATA[پزشکی کوهستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alpinist.ir/?p=137</guid>
		<description><![CDATA[









همشهری آنلاین-زهرا رفیعی:
فرض کنید شما گم شده‌اید و وسط ناکجا آباد ایستاده‌اید و نمی‌دانید چه باید بکنید. دو نکته مهم را در لحظه‌ای که احساس می‌کنید گم شده‌اید فراموش نکنید:اول این که آرامش خودتان را حفظ کنید و دیگر این که عاقلانه فکر کنید. شما می‌توانید مدت‌ها بدون غذا زندگی کنید. فقط باید آب پیدا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table style="float: left; height: 106px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="104">
<tbody>
<tr>
<td><a href="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/compass-0322-km.jpg"><img style="border: 0pt none;" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/compass-0322-km.jpg" border="0" alt="" width="100" height="100" /></a></td>
</tr>
<tr>
<td style="padding-top: 10px; padding-right: 14px;" height="5" align="right" valign="bottom"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<div id="NewsBody"><span style="color: #000080;"><span style="color: #000000;">همشهری آنلاین-زهرا رفیعی</span>:<br />
فرض کنید شما گم شده‌اید و وسط ناکجا آباد ایستاده‌اید و نمی‌دانید چه باید بکنید. دو نکته مهم را در لحظه‌ای که احساس می‌کنید گم شده‌اید فراموش نکنید:</span><span style="color: #000080;">اول این که آرامش خودتان را حفظ کنید و دیگر این که عاقلانه فکر کنید. شما می‌توانید مدت‌ها بدون غذا زندگی کنید. فقط باید آب پیدا کنید.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">اقدامات اولیه</span><br />
<span style="color: #000080;">در این مطلب بیشتر از این که بخواهیم بدانیم چه مهارت‌هایی برای زنده ماندن لازم است، سعی می‌شود نحوه یافتن راه بدون استفاده ازقطب‌نما را یاد بگیریم.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">برای شروع بد نیست از یک ارتفاع بالا بروید و خوب اطراف را ببینید. سعی کنید تا ردی از عبور انسان را در حوالی خود پیدا کنید. اگر چیزی پیدا نکردید بهتر است تصمیم بگیرید که در کدام مسیر باید حرکت کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اگر نقشه‌ای در دست ندارید سعی کنید عوارض طبیعی اطرافتان را بر روی یک کاغذ بکشید. شمال و جنوب را همان‌طور که کمی پایین‌تر خواهیم گفت روی آن مشخص کنید. اگر هم نقشه دارید مکان خود را تعیین کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">یادتان باشد قرار نیست یبشتر از تواناییتان از ارتفاع بالا برود. اگر خسته بودید باید کمی استراحت کنید و با کمی فکر کردن راه دیگری را برای جمع آوری اطلاعات جهت نجات بدست بیاورید.</span></p>
<p><span id="more-137"></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">آسمان آبی و ابر سفید</span></p>
<p><span style="color: #000080;">با یک روش بسیار دقیق شروع می‌کنیم. این روش نیاز به آسمان صاف و زمان زیاد دارد. یکی از محاسن این روش این است که احتیاج به هیچ وسیله‌ خاصی (که در طبیعت نیست) ندارد. یک شاخه درخت یک متری، دو قلوه سنگ یک اندازه و یک سنگ بزرگتر و چیزی که شبیه به ریسمان برایتان عمل کند همه وسایلی است که نیاز دارید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">در طول روز قبل از ظهر شاخه یک متری را به صورت عمودی درون زمین فرو ببرید. زمین مورد استفاده برای این روش باید کاملا صاف باشد. در مرحله بعد در انتهای سایه شاخه یک متری یکی از قلوه سنگ‌ها را قرار دهید. ریسمان را در انتهای دیگر چوب جایی که به زمین فرو رفته است ببندید. سنگ بزرگتر را به ریسمان گره بزنید و از این طریق یک دایره روی خاک ترسیم کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">حالا نوبت صبر کردن است. آنقدر صبر کنید که هوا رو به تاریکی برود. در طول روز سایه‌ شاخه درخت بلند است هر چه به سمت ظهر می‌روید سایه‌ها کوتاهتر می‌شود و بعد از ظهر روند بلند شدن سایه‌ها باز هم تکرار می‌شود.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">وقتی سایه در کوتاهترین حد خود قرار دارد باید با یکی از قلوه سنگ‌ها در انتهای سایه شاخه درخت نشانه(ظهر) قرار دهید. سمتی که شاخه سایه‌اش کوتاهتر است در نیم کره شمالی زمین، شمال را نشان می‌دهد. به راحتی می‌توان جنوب و شرق و غرب را پیدا کنید. با تقسیم بندی مناطق بدست آمده می‌توان ساعت درست کرد. این روش بسیار سریع است و همه چیز را به صورت تقریبی به شما نشان می‌دهد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">ستاره‌ای از سرزمین‌ سرد</span></p>
<p><span style="color: #000080;">در طول شب می‌توانید از طریق ستاره‌ها مسیر خود را پیدا کنید و در عین حال مواظب راه رفتن خود در تاریکی باشید چرا که هم ممکن است لیز بخورید هم این که ستاره‌ها را گم کنید و بی‌جهت دور خود بچرخید.</span></p>
<p align="center"><span style="color: #000080;"><img style="border: 1px solid black; margin: 5px; width: 300px; height: 300px;" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/polar-zr.jpg" border="1" alt="" hspace="5" vspace="5" width="300" height="300" align="middle" /></span></p>
<p><span style="color: #000080;">وقتی در نیم کره شمالی گم شده‌اید ستاره قطبی اولین چیزی است که باید پیدایش کنید. یکی از ساده‌ترین راه‌های پیدا کردن آن، دیدن صورت فلکی دب اکبر(خرس بزرگ) است.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">آن را به صورت یک ملاقه هم می‌توان در آسمان یافت. اگر فاصله دو ستاره آخر این صورت فلکی را ۵ برابر کنید به ستاره قطبی می‌رسید. ستاره قطبی خود اولین ستاره صورت فلکی دب اصغر یا خرس کوچک است. در نیم کره جنوبی باید صورت فلکی صلیب جنوبی را پیدا کیند از آنجایی که من هرگز پایین‌تر از خط استوا نرفته‌ام نمی‌توانم در پیدا کردن آن توضیحی بدهم.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">دیجیتال بهتر است یا آنالوگ</span></p>
<p><span style="color: #000080;">راه دیگر استفاده از ساعت مچی آنالوگ است. با استفاده از زمان می‌توانید جهت شمال یا جنوب را پیدا کنید. ساعت را دقیقا روبروی خود نگه دارید. و عقربه ساعت شمار ( عقربه کوچکتر) همانی که با رنگ قرمز در تصویر نشان داده شده است را به طرف خورشید نشانه بگیرید. زاویه بین ساعت ۱۲ و عقربه کوچک را به دو قسمت تقسیم کنید. امتداد این میانه جنوب است. این روش برای زمانی دقیق تر است که در حوالی نیمروز قرار دارید. ولی در کل میتوان به آن استناد کرد!<br />
</span></p>
<p align="center"><img style="border: 1px solid black; margin: 5px; width: 300px; height: 345px;" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/analogwrist-zr.jpg" border="1" alt="" hspace="5" vspace="5" width="300" height="345" align="middle" /></p>
<p><span style="color: #000080;">این روزها خیلی‌ها ساعت دیجیتال استفاده می‌کنند. اگر شما هم مثل من ساعت آنالوگ ندارید، روی کاغذ یک ساعت عقربه‌دار نقاشی کنید و طبق روش بالا عمل کنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">از روشی که گفته شد می‌توان در روز‌های ابری هم استفاده کرد. مهم پیدا کردن مکان خورشید در آسمان است.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">قطب نمای سوزنی</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اگر بخواهید برای خود قطب‌نما درست کنید احتیاج به یک سوزن نازک و یک لیوان آب دارید. سوزن می‌تواند روی آب شناور باشد اگر آن را به آرامی روی سطح آب قرار دهید فقط باید کمی صبوری به خرج بدهید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">سه راه برای قرار دادن سوزن بر روی آب وجود دارد: سوزن را روی یک تک کاغذ قرار دهید. چه کاغذ شناور بماند یا فرو برود هیچ مشکلی ایجاد نخواهد شد. اگر کاغذ در آب فرو برود سوزن روی آب شناور می‌ماند. اگر روی سوزن کمی روغن بمالید کار برایتان آسان‌تر می‌شود. سوزن را با جنگال هم می‌توان به آرامی وارد آب کرد طوری که غرق نشود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">چگونه یک قطب‌نمای سوزنی بسازیم</span></p>
<p><span style="color: #000080;">قبل از این که سوزن را در آب بیندازید با مالش دادن آن در یک جهت به آهن‌ربا، چاقو و یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی درست کنید. مانند سوزن قطب‌نما.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن ‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.</span></p>
<p align="center"><img style="border: 1px solid black; margin: 5px; width: 300px; height: 271px;" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/needlecompass-zr.jpg" border="1" alt="" hspace="5" vspace="5" width="300" height="271" align="middle" /></p>
<p><span style="color: #000080;">حال اگر آن‌ را روی یک چوب‌ پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید (سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور کنید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">بدون سایه بالا سر</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اما اگر سایه‌ای در کار نبود با نشانه‌هایی که در طبیعت است نیز می‌توان راه را پیدا کرد.<br />
اولین راه در جایی به دردتان خواهد خود که تعداد زیادی درخت و گیاه وجود داشته باشد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">شاخه‌های درختان بیشتر رو به جنوب که آفتاب بیشتری دارد رشد می‌کنند . البته در یک نگاه کلی می‌توان پی به این موضوع برد بنابراین درختان را به صورت تکی برانداز نکنید.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">خزه‌هایی که روی تنه درختان رشد می‌کند بیشتر گرایش به سمت شمالی درخت دارند تا سمت جنوب آن؛ پس سمت شمالی درخت رطوبت بیشتری دارد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اگر با تنه بردیده یک درخت مواجه شدید به خط‌های درون تنه توجه کنید. سمت جنوب درخت که بیشتر از آفتاب بهره‌مند است، بیشتر رشد می‌کند.</span></p>
<p align="center"><img style="border: 1px solid black; margin: 5px; width: 300px; height: 228px;" src="http://alpinist.ir/wp-content/uploads/2009/08/treetrunk-zr.jpg" border="1" alt="" hspace="5" vspace="5" width="300" height="228" align="middle" /></p>
<p><span style="color: #000080;">در بهار برف سمت جنوبی کوه‌ها زود‌تر از سمت شمالی آنها آب می‌شود. همچنین گیاهانی که سمت جنوبی کوهستان رشد می‌کنند از گیاهان سمت شمال ساقه‌های کلفت‌تری دارند. میوه‌های سمت شمال دیرتر از سمت جنوب کوهستان می‌رسند.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نشانه‌های موجود در طبیعت به تنهایی نباید مورد استفاده قرار گیرد چرا که این نشانه‌‌ها با عوامل دیگر مثل باد تغییر می‌کند.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">حیوانات هم می‌توانند در یافتن شمال و جنوب به ما کمک کنند. مثلا مورچه‌‌ها خاک لانه‌هایشان را در سمت جنوبی لانه می‌ریزند تا شاید بعد از ظهر‌ها از سایه آن تل خاک استفاده کنند و سنجاب و دارکوب لانه‌هایشان را در سمت شرقی درخت می‌سازند.</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alpinist.ir/1388/05/14/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%da%af%d9%85-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
