به بهانه صعود قلم و آنچه در آن دیدم !

ماه در شبمانی صعود قلم از دشت مهرچال

راستش دیشب مطلبی راجع به صعود قلم  رو تو وبلاگ کلاغها دیدم . نمیدونم چرا ولی اصلا خوشم نیومد ..

اولش پیش خودم اینجور گفتم که شاید چون عرفان فکری یک دماوندیه اینجوری به نقد کشیدتش!! یا کلا نسبت به آرش نقافی و انتقاد های همیشگیش از قدیم مشکل داشت !! و خواسته تلافی کنه … از طرفی خیلی ناراحت بودم که عکس های وبلاگ من رو بدون اجازه استفاده کرده!! ولی از طرفی کلا در وبلاگ های کوهنوردی وبلاگ ایشون رو به عنوان یک نقد کننده که کوهنوردی کم داره قبول دارم و همیشه برای مطالبش ارزش قائلم ، برای همینم چند باری مطلبشون رو خوندم .. حق داشت انتقاد کنه که صعود فقط آشتایی بود ولی نحوه انتقادش شخصیت افراد رو زیر سوال میبرد که این خودش خیلی سنگین بود درکش .. و اما اگه بخوایم دقیق تر بشیم  .. ابتذال! ؟ خیلی معنای سنگینی داره که ایشون به برخی !؟ شرکت کنندگان صعود گفتن و البته من به خیال خودم این کلمه رو اصلا توجهی نکردم و ناشی از بی منظور بودن نویسنده نسبت به معنای واقعی آن فرض کردم و به خاطر همینم یه نظر براش نوشتم .. هر چند خیلی سریع و بدون پیش نویس بود ولی نوشتم تا شاید اون چیزی رو که من دیدم و ایشون ندید تو صعود قلم روشن کنم .. گویا نظری که نوشته بودم  از حداکثر سایز نظرات پرشین بلاگ بیشتر بوده و نصفه نیمه رفته .. به خاطر همین دوباره اینجا قرارش میدم :

” سلام .. مطلبتون رو کامل خوندم .. شاید شما درست بگی  ( در مورد اینکه هدف صعود خیلی کمتر از اسمش بوده ).. قضاوت نمیکنم .. و فقط چند تا از تجربه های خودم رو از این صعود میگم ..
اولا قبل از هر تفکری .. آشنایی لازمه .. من خیلی چیز ها از این صعود یاد گرفتم .. خیلی کسانی رو شناختم که بعد ها میتونم روشون حساب کنم .. ازشون کمک کنم .. خیلی ها که از راههای خیلی دور امده بودند که در کنار من باشند … در کنار شما که تهران هستید و نیامدید باشند!!!
آقای نصیری وقتی دیدم آقای یوسفی از صدای کوهستان از اون فاصله دور با اون سن و سال آمده وقتی دیدم عیسی از کیانو از جنوب کشور آمده .. وقتی فهمیدم بعضی ها شب رو توی ترمینال خوابیدند .. و خیلی چیز های دیگه فهمیدم که من به اونها مدیونم .. وظیفه من بود که کنار اونها باشم  نه اینکه دل بخواهم باشه ..
اگر بخواهیم واقع بین باشیم کسانی که  اهداف رو تعیین میکنند  اعضای شرکت کننده هستند و البته قدیمی ها و بزرگتر ها و نقد کننده ها بهتر میتوانند جهت و سمت و سوی نشست و در کنار هم بودن را مشخص کنند و شاید اگر شما از قبل از صعود در جلسات هماهنگ کنندهگان صعود به عنوان کمک و مشاور شرکت میکردی خیلی بیشتر دین خودت رو به قلمی که در دست داری ادا میکردی تا اینکه بعد از برگزاری بخوای نقد کنی !!!
آقای نصیری کدوم ورزشی رو دیدی که همه به همه کمک کنند و افتخار کنند که پشت یک پرچم ایستادند و همه با هم برابر هستند و نه اینکه روی سکوی اول دومی باشند !

آن چیزی که شما دلقک بازی و لودگی و ابتذال و مضحکه نام می بری !!! من اسمش رو میزارم دوستی .. صمیمیت و گرمی .. صفا .. عشق .. دوست داشتن .. همراه بودن .. خوش گذراندن و خوشحالی از کنار همدیگه بودن … و  این شما هستی که با نقدت و افکار غیر واقعی که دلیل آن عدم حضور شما در این صعود هست آنرا به ابتذال میکشی!

اون عکس شکار لحظه ها با حضور چند نفر از ۷۰ نفر رو نمیشه اسمش فقط به خاطر  پرچم در دست بودن مراسم پایانی گذاشت ! روی قله تازه آغاز بود .. آغاز دوستی .. و ابتدای مسیر برگشت! و همچنین در تمام ورزش ها شوخی و به قول شما دلقک بازی وجود داره  حتی در مقابل چشمان هزران ببیننده .. مانند بوسه کاپیتان اسپانیا در وسط برنامه رسمی از دوست دخترش و خیلی ها و خیلی های دیگه !
شما اعتراض کردی به برگزاری برنامه بی محتوی ای که در اون شرکت نکرده بودی و حتی ارزش برایش از قبل  قائل نبودی که برای عدم شرکت از  اونهمه وبلاگنویس کوهنورد که سراغ شما رو از تهرانی ها  می گرفتند عذر خواهی کنی! اینبار شما به عنوان یک تهرانی میزبان شهرستانی ها بودید .. شما به عنوان یک قلم در دست بزرگ و یک نقاد با سابقه میتونستی کمک کنی .. نه من که تا قبل از این صعود توی کمتر وبلاگ کوهنوردی ای سر میزدم !!
انتشار اخبار و عکس های غیر رسمی از  وبلاگها از این صعود نمایانگر دوستی ها و زیبایی های کوهنوردیه !!
و اما همیشه هدف های بزرگ از مجموعه هدف های کوچک به وجود میان .. تا آنجایی که من بودم بعد از آشنایی همه راجع به مسائل روز کوهنوردی ، نقد های شما، نشست های انجمن در تهران ، فعالیت های فدراسیون ،‌ پرسش در مورد صعود های برون مرزی و غیره باهم بحث میکردند  و اما در کنار همه اینها در  دو روز در کنار هم بودن نمی توان انتظار داشت شوخی و تفریح وجود نداشته باشه ..
در ضمن .. من به شخصه حدود ۷۰ عکس از روی قله در این صعود دارم که اگر حساب کنیم ۴۰ دوربین روی قله بود .. تعداد عکس ها خیلی میشه که فقط چندتای آنها که توسط بچه ها قرار داده شده نشاندهنده  بخش های طنز یا شکار لحظه ها بود که خیلی سخت گیرانه میتوان راجع به آن مراسم نظر داد ..
صعود قلم نمادین بود و نشست و هم اندیشی نبود .. هر چند آنچه در آن وجود داشت خیلی بیشتر از چند ساعت نشست و هم اندیشی بود .. شاید هدف آشنایی باشه .. ولی توی ۲ روز خیلی بیشتر از آشنایی بحث و گفتگو و انتقال دیدگاهها  میشه … هیچ کس برای آشنا شدن با من از بهمن دیزین و خانواده سعید طاهری و دلایل اتفاقات سال گذشته همت شمیران و خیلی چیز های دیگه نمی پرسه .. یا من برای آشنا شدن  با رامیار در مورد کوههای قندیل باهاش صحبت نمیکنم .. خیلی باید تنگ نظر باشیم که فقط هدف رو آشنایی ببینیم !!

در آخر هم من خیلی کوچکتر از کوهنورد بودن هستم که بخوام راجع به این مسائل نظر بدم  و  هر چیزی که گفتم به عنوان یک کوهنویس از یک وبلاگ تازه متولد شده بود نه یک کوهنورد از یک وبلاگ کوهنوردی!! “

بعد از صعود خیلی دلم میخواست غیر از گزارش درموردش بنویسم  ولی خوب تداخل برنامه ها و کمبود وقت نذاشت که چند خط دلنوشته بنویسم حالا هم دیگه دیر شده ولی خوب مینویسم :

راستش توی این صعود من یکم تنها بودم نه کسی منو میشناخت و نه من کسی رو میشناختم دلیلشم این بود من از اول کوهنویسی رو با وبلاگ بازی و نظر گذاشتن شرکت کردن تو بحث ها شروع نکرده بودم   و همچنین خیلی جدید بودم تو این مورد و شاید با تجربه چند تا سایت و فروم که قدیم داشتم .. میخواستم مستقل باشم  و از بقیه جدا و شاید فکر میکردم بقیه ۴ تا آدم بیکار هستن که در مورد کوه مینویسن و میرن تو وبلاگا نظر میدن .. این بود که اصلا سیستم  من رو مد وبلاگ  نبود و البته جواب هم بهم داده بود و بازدید ماینگین ۲۰۰-۲۵۰ تا در روز برام افتخار بود بین وبلاگ های دیگه …

خلاصه اینطور بود که به عنوان یک غریبه توی این صعود شرکت کردم ولی خیلی چیز ها یاد گرفتم خیلی چیز ها که نظر من رو نسبت  به وبلاگ نویسی عوض کرد  .. سیستم من رو در مورد اداره سایت و گذاشتن پست های جدید عوض کرد و خیلی چیز های دیگه ..

روز دوم صعود مهر چال وقتی داشتیم بر میگشتیم .. به شیوه ی همیشگی خودم که با دوستام کوه میرم از گروه جدا شدم و سعی کردم تنها مسیر برگشت رو برم و کمی فکر کنم .. مثل همیشه به صعود به چیزایی که یاد گرفتم به دوستان جدید به زندگی به فردا  و خیلی چیزای دیگه .. این وسط بچه ها هم از لطفشون نمیزاشتن زیاد تنها بمونم که خوب ممنونم ازشون با مرتضی صالحی  در مورد وبلاگم و نحوه کارش بحث کردم .. میگفت اگه برای خودت مینویسی چرا تو یه دفتر خاطرات نمینویسی یا روش پسورد نمی زاری .. زیاد حرفش رو قبول نداشتم چون میگفتم اون چیزی که من برا خودم مینویسم شاید یه روزی به درد یه کسی خورد .. ولی از وقتی این همه کوه نویس با عقاید مختلف رو با هم متحد و یک شکل دیدم تصمیمم عوض شد .. دیدم من خیلی کوچیکتر از همه اینام .. خیلی مونده تا بتونم جا پای هر کدومشون بزارم وخیلی چیزای دیگه ..

توی این صعود به غیر از آشنا شدن با بقیه  و به غیر بحث و تبادل نظر راجع به اتفاقات روز  و همچنین گفتگو با بقیه در مورد آینده کوهنوردی و کوهنویسی  آینده کوهنوردی ایران.. و خیلی چیزهای دیگه که باید میبودید و میدید یاد گرفتیم که هر چه کوهنورد بزرگتر است خاکی ترو افتاده تر است  دیدم که کوهنوردی چقدر زیباست و داشتن دوستان اهل  قلم از همه زیبا تر .. یاد گرفتیم مرام کوهنورد چیست  و اندیشه اش کجاست حتی جالب اینکه دیدگاه همه کوهنوردان نسبت به مسائل روز جامعه یکسان بود هر چند کمتر سعی میکردند اون رو بیان کنند که شاید مورد پسند همه نباشد و همچنین این آشنایی آغازی بود برای آینده و تبادل فرهنگ و نظر و کمک به آنان که تا دیروز واقعا نمیشناختیمشان و امروز واقعا میشناسیمشان .. صعود ما صعود فکر ها و اندیشه هامان بود که در دوروز با هم یکی شد و اوج گرفت و بالاتر خواهد رفت و در کنار همه اینها محبت و صمیمیتی رو بین یک جمع ۷۰ نفره دیدم که تا دیروز کمتر همدیگه رو میشناختند و این عکس ها هم نشاندهنده همان زیبایی هاست که فقط در کوهنوردی هست  و نه در هیچ جای دیگر ..

۱۰ نظر to “به بهانه صعود قلم و آنچه در آن دیدم !”

  1. پسر جون. تو مبتذلی! من مبتذلم. همه ما ۷۰ نفر مبتذل بودیم. هیات کوهنوردی لواسانات یک برنامه مبتذل رو اداره کرد. تربیت بدنی لواسانات سالن برای اجرای یک برنامه مبتذل قرار داد!
    چرا نمی فهمی معنی جملاتی که برای من، برای تو، برای همه ما از مذکر و مونث بکار برده شد!
    فرامرز نصیری از معنی واژه ابتذال بخوبی آگاهه چون ظاهرا به همین دلیل از دماوند اخراج شده. خب،حالت حالت چطوره مبتذل؟
    اما یک سئوال؟ می خوام بدونم آیا شما اجازه درج اون عکسها رو به آقای نصیری دادین یا ایشون اون عکسها رو بدون اجازه دزدیدن؟ جواب شما در نحوه طرح دعوی من در دادگاه مدنی تاثیر گذاره پس درست جواب بدید.

    راستش تنها کلمه ای که تو متن آقای نصیری داشت منو داغون میکرد همین بود .. نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و جواب کلمه ابتذال رو ندم خیلی سعی کردم منطقی باشم و آنچه واقعیت بود رو نوشتم تا شاید نظرشون عوض بشه !
    نه! من آقای نصیری رو نمیشناسم ولی کلا اجازه کپی برداری از عکس ها و درج کردن اونها در هیچ سایت یا وبلاگی رو به هیچ کس ندادم !!

  2. سلام علیرضا جان. ممنون که وقت گذاشتی و این مطلب رو نوشتی. من که به کل نظرم راجع به کلاغ ها عوض شد. تو صعود قلم دماوند سال ۸۶ هم حسابی به برنامه ای که سرپرستش بودم حمله کرد اما چیزی نگفتم چون تا حدود زیادی حق رو به ایشون میدادم. برنامه صعود قلم سوم پر حاشیه بود و نقد های زیادی بهش وارد بود. اما این برنامه نه. به هیچ وجه اجازه نمیدم کسی با غرض ورزی بخواد این برنامه خوب و حساب شده رو با ژست های با کلاس مسخره و به اسم یک منتقد اما بی انصاف خراب کنه.
    منم در مورد عکس های از ایشون شاکی هستم و امیدوارم شما اجازه انتشار اون عکس ها رو نداده باشین به ایشون.

    سلام
    نه من اجازه انتشار این عکس ها رو به اقای فرامرز نصیری و وبلاگ کلاغها ندادم !
    و واقعا متاسفم که برنامه ای به این شکوه و بزرگی اینجوری نقد میشه!

  3. عزیزم این نقد نیست! نقد تعریف مشخصی داره! این فقط یک تخریبه غرض ورزانه است و در پرونده آقای نصیری زیاد به همچین مواردی بر می خوریم. اما وقتشه یکی به این موارد رسیدگی کنه و جلوی این ناهنجاریها رو بگیره

  4. امیدوارم اینبار با جدیت با آقای نصیری و سایت بی محتوایش برخورد کنید تا مانند دفعه ی قبل و قضیه … داخل گروه ها بلوا به پا نشود.
    علیرضا جان واقعا اگز شما اجازه درج عکسهایت را به ایشان نداری لطف کن حتما به عنوان دزد عکس از ایشان شکایت کن تا این آقا دیگه جسارت همچین کارایی رو نکنه
    ممنون می شیم که این بار با جدیت تمام دنبال شکایتتان در دادگاه مدنی باشید….
    وقتی به کوهنویسان توهین میشود و لقب مبتذل به آنها داده می شود یعنی به تمام همنوردان ما بی احترامی شده است……

  5. کلاغ تو هر آنچه که گوییی هستم – ولی تو چنان که می نمایی هستی؟

  6. سلام هم قلم
    متاسفانه امروز من هم این حرفها و نقدهارو شنیدم
    نمیدونم اما شاید این رسم ناملایم روزگار ماست که به خودمون اجاره میدیم به راحتی ….
    ناراحت شدم صعود قلم به هر صورت که اجرا شده باشه باید به حرمت همون قلم حرمتش حفظ می شد اگه نظریم بود تو کامنت وب برگزارکننده هاش میتونست درج شه .
    شاید اعلان این نظر حساسیت زیادی رو برا شرکت کنندهاش ایجاد کنه اما بنظر من با بایکوت و ترحریم جوابیه ، جواب رو با خاموشی بدیم بهتره !!بهحرفام فکر کن و اگه صلاح دونستی به بقیه و من خبر بده تا سکوتمون جواب گو بشه .این جوابیه ها در واقع انعکاس او ن تهمتاس .
    موفق پایدار و شاد باشین.

  7. رهای عزیز
    نظر شما متین ولی تجربه عکسشو ثابت می کنه. اگر آقای نصیری الان اینقدر جری شده به علت همین خاموش بودنهاست. کمی در اینترنت جستجو بفرمایید متوجه خواهید شد

  8. سلام
    ” هر کس که کاری میکند، هر قدر هم کوچک، در معرض خشم کسانی ست که که کاری نمیکنند”
    آپم به انتظار شما

  9. دوستان خوبم
    صعود قلم به حرمت نام قلم و تعهد شرکت کنندگان در ان ارج نهاده می شود .
    می شود دوستانه تر هم قلم را بر باور دیگران کشید و حکاکی نقش زیبای دوستی ها را از ان استخراج نمود.
    برای فهمیدن واقعیت نیازی به گشتن نیست تنها با خواندن اولین مطلب می شود به باور آدمی پی برد .
    من همان حرف کلماتی از یک کوهنورد راتایید می کنم .
    اما صادقانه می گویم اگر راست ایستاده ای نگران کج بودن سایه ات نباش .
    رها و شاد و سرشار باشید و اجازه ندید این بحثا شیرینی اون حرکتو به کامتون تلخ کنه .

  10. با درود به دوستان
    کامنت های زیادی درباره این صعود در وبلاگ های مختلف خوندم. این دوست تازه کار منو یاد جریانات فوتبال کشور انداخت که همه در حال شکایت از همدیگه تو دادگاه هستن و شدن نقل محافل ;) باب شکایت و دادگاه رفتن هم در وبلاگ های کوهنوردی باز نشده بود که انگار بزودی این کار هم میشه !
    خوب طبیعیه این مسائل خشتش رو سال ها قبل برخی از همین دوستان گذاشتن ! اما دوست من طرح شکایت و دادگاهی کردن تنها استفاده از قوه ی قهریست و هیچ کمکی به حل مشکل نمیکنه . شما دوست دار مکتب خانه و فلکین ؟
    چند تا پرسش دارم که اینجا اونارو مطرح میکنم :
    من در صعود دماوند بودم اونم به خاطر درخواست چند نفر از دوستان . اگه بخوام عنوان اون برنامرو در نظر نگیرم برنامه بسیار خوبی بود و برای من ی خاطره خوب تو زندگیم شد چون منم مثل همه کسایی رو دیدم که خیلی دلم میخواست از نزدیک باهاشون آشنا بشم . اما زیر عنوان صعود قلم ! برنامه کاستی های زیادی داشت و من بعد از برنامه یکی از منتقدین بودم اما الان بعد از گذشت این همه مدت معتقدم که اون کاستی ها طبیعی بود چون ما تازه در حال تجربه کردن بودیم و همانطور که در وبلاگ کلاغ ها نیز نوشتم ما اصل فرهنگ سازی و آماده کردن محیط رو عادت نداریم انجام بدیم و مستقیما به اصل موضوع می پردازیم . در خصوص آخرین صعود چون نبوده ام نمیدانم که دقیقا چه اتفاقاتی افتاده . عدم حضور من هم به خاطر منتقد بودن یا دلخوری یا هر چیز دیگری که جنبه دشمنی با این برنامه داشته باشه رو نداره. من چند ساله که بدلایل شخصی از کوه دور بودم . اما امروز که بعد از مدت ها برگشتم فضایی مسموم تر از گذشته رو شاهد بودم .
    یک پرسش : من ی آدمی هستم که اصلا نه کوه میدونم چیه نه کوه نویس میام تو اینترنت درباره قلم جستجو میکنم و میخوام اهل قلم رو ببینم . ی صفحه باز میشه به عنوان صعود قلم و ی تصویر از زبون درازی !
    برداشتم چیه از این عکس ؟
    ” به به چه جماعت شادی ! چقدر اینا با هم ندارن ! به این میگن قشر فرهیخته !”
    اینجا من به اون شخصی که از بین این همه عکس گرفته شده این عکسو انتخاب کرده خرده میگیرم . مگر نمیگویید که قلم قداست دارد ؟
    رابطه میان قلم و زبون درازی یا شاخ گذاشتن چیست ؟
    خانم آنا اگر این برنامه عالی اجرا شده چرا میگذارید بدون هماهنگی با یک عکس واکنشی از طرف یک وبلاگ نقد نویس صورت بگیرد ؟؟؟
    آیا مدیریت یک برنامه فقط قبل و در حین اجرای آن است ؟ آیا نباید بعد از برنامه مدیریتی روی انتشار اخبار آن صورت بگیرد ؟
    بهتر نبود پیشتر ها اگر جلسات هماهنگی وجود داشت درباره این که بعد از انجام برنامه به چه صورتی اطلاع رسانی آن انجام شود بحث گردد ؟
    پرسشی دیگر از خانم ستاره که گفته اند وبلاگ کلاغ ها بی محتواست ؟ شما محتوی رو در چه چیزی میبینی ؟ در کپی و پیست کردن یک مطلب که در وبلاگ کوهنوشت درج میشود و بلافاصه ۸۰ درصد وبلاگ ها اون خبرو میزارن ؟ کلاغ ها هر چه که باشد نوشته های خود نویسنده اش است . افکار خود نصیری . نصیری این زحمتو به خودش میده که بنویسه لااقل یکم تفکر میکنه تا از خودش و با دیدی که شخصا از اطرافش داره بنویسه اما چند درصد از وبلاگ های ما این کار رو میکنن ؟
    صحبت از خوب یا بد بودن نیست صحبت از نحوه کار در محیط وبلاگ هاست که چه کسی دزدی مطلب میکنه چه کسی تولید مطلب ! حال این تولید مطلب به دهان شما خوش باشد یا تلخ !
    در خصوص تصویری که کلاغ ها استفاده کرده منم موافق نظر شمام . درج تصویر باید با ذکر منبع و اجازه باشه . برای همین توصیه میکنم که در تصاویری که قرار میدین یک آرم یا نوشته ای درج کنین .
    این حرف ها نه دفاع از نصیری بود نه حمله به دوستان قدیمیم . همه ما اشکالاتی داریم فقط تو کمک کردن به هم راه های مختلفی رو میریم که بعضی جاها دردسر درست میکنه .
    امیدوارم اگه صعود بعدی ای در کار باشه قبل از انجامش یکم بیشتر تبادل نظر کنیم تا ی روزی بتونیم این حرکت رو رسمی تر و زیباتر اجرا کنیم .

    عضو کوچکی از جامعه کوه نویسان بزرگ
    آموزگار

    شاد باشید

نوشتن نظر