سعید
نوشتن سخت ترین کار دنیا است وقتی واژه ها به مغز ات هجوم می آورند
وقتی احساس ات چنان غلیظ شده که زبان را به دهان می چسباند
وقتی چشمانت خیس می شوند وحروف را گم می کنی
این روزها وشبها فقط می گذرند
نمی دانم چطور؟
فردا هفت روز از شنیدن خبر رفتن سعید می گذرد
خبری که همچون آوار بر سرمان خراب شد
بهمن ریزش کرد
سعید که تمام وجودش مهربانی بود طاقت نیاورد و رفت برای کمک
سه نفر را زنده بیرون کشید
اما بهمن مهلت نداد نفر چهارم را بیرون بیاورد
سعید را برد برای همیشه
قهرمانانه زندگی کرد
عشق اش کوه بود و صخره
زندگی اش با کمک به دیگران رنگ می گرفت
وجودش خنده بود و شادی
همچون قهرمان هم رفت
اما نگفت ما بدون او چه کنیم؟
با این همه دلتنگی؟
روزها و شبها چشم می دوزم به آی دی یاهو اش شاید روشن شود
و پی ام بدهد
خوبی دختر عمه جان؟
ازوبلاگ چشم سوم
موضوعات: اخبار سایت, اخبار مرتبط با کوهنوردی | تاریخ: ۲۷ بهمن ۸۸



ممنون
سلام. روحش شاد. ممنون که سر زدید
بابا بس کنین دیگه خواهشا. آقا سعید ظاهرا داشته فیلم برداری می کرده که جونشو از دست داده. همچین فداکاری و … هم نبوده. خلاصه ماجراش با عاشورای حسینی یا پر سیاوشون خیلی فرق داره. دیگه اینقدر قهرمان ساختن هم توجیه نداره. اون اوایل خب به خاطر جریحه دار نشدن روحیه تحمل می کردیم اما دارین گندشو در میارین دیگه. بگذارین احترامش حفظ بشه چون اگر کلماتی که در لحظات آخر عمرش منتشر بشه چهره دیگه ای به نمایش می گذاره که چندان هم قهرمان نیست! فیلمش که موجوده
سلام
آیا ما مرده پرستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و نظرتون رو در مورد صعود قلم سال ۸۹ بگید