صعود به لشگرک ( ۴۱۸۷ متر )
نام برنامه : قله گردونه کوه
ارتفاع : ۴۴۰۲ متر
زمان :۱۴ و۱۵ آبان ماه
منطقه جغرافیایی : طالقان ، روستای پراچان ، منطقه جنوبی کوههای تخت سلیمان
نوع برنامه : دو روزه (سنگین)
امکانات : چشمه ندارد ولی برف و همچنین رودخانه برای تهیه آب موجود بود .. پناهگاه و جانپناه ندارد
آنتن موبایل تقریبا درهیچ جا از ابتدای مسیر وجود ندارد
اعضای گروه : مریم محمد صالح (سرپرست ) ، مهدی جباریان ، احمدرضا بابایی ، مسعود جابری ، حامد ارشدی فرد ، احسان جابری و علیرضا کریم آبادی
برنامه این هفته صعود به گردونه کوه از مسیر طالقان و از روستای پراچان بود با توجه به بارش های شدید چند روز قبل از برنامه و با شناخت قبلی از برنامه و مسیر صعود تصمیم گرفتیم برنامه رو از ۱٫۵ روز به ۲ روزه تغییر بدیم تا زمان کافی برای صعود قله رو داشته باشیم . با اطلاعات هواشناسی ای که داشتیم تا چهار شنبه شب در منطقه بارندگی داشتیم ولی روز ۵ شنبه و جمعه هوا کاملا آفتابی بود ! طبق قرار قبلی برنامه ساعت ۸:۲۰ صبح پنج شنبه از مقابل میدان قدس آغاز شد!
گردونه کوه به ارتفاع ۴۴۰۲ یکی از بلند ترین کوه های منطقه تخت سلیمان است و صعود عمومی آن از مسیر رودبارک و حصار چال است . این کوه مخروطی شکل در ادامه خط الراس آلانه سر و لشگرک ها و بعد از هزارچم است که با تغییر جهت خطالراس به سمت مناره و سپس ستاره و در ادامه به علم کوه میرسد .. این کوه بالای حصار چال و روبروی مرجیکش قرار دارد و در دامنه آن دریاچه حصارچال واقع شده است . برای دسترسی به آن دو مسیر داریم ابتدا مسیر حصار چال که مسیری تابستانه است و یا صعود آن از جبهه جنوبی که باز هم به علت شیب زیاد یال صعود مسیری کاملا تابستانه است . و برای صعود زمستانه آن باید به نحوی از روی خط الراس ها این قله صعود شود .
از تهران تا روستای پراچان ۱۸۰ کیلومتر فاصله است که از اتوبان تهران کرج شروع میشود و در ادامه به سمت طالقان و با گذشتن از طالقان به روستای سرسبزی با باغهای سیب و میوه های مختلف میرسیم که ابتدای مسیر صعود ما نیز هست ! مسیر تهران تا پراچان حدود ۳ ساعت طول کشید و ما ساعت ۱۱:۳۰ روستای پراچان بودیم که ماشین با توجه به اینکه ادامه مسیر خاکی بود و در ابتدا بسیار گل شده بود جلوتر نرفت و همانجا از ماشین پیاده شدیم ! منظره ی بسیار جالبی که در طالقان دیدیم یخ زدن بیشتر سطح سد طالقان بود و همچنین رشته کوه کاملا سفیدی که از دور خودنمایی میکرد و به ما نوید یک برنامه زیبا را میداد .
از پراچان به سمت شمال جاده ای خاکی به طول ۷ کیلومتر در کنار رود خانه وجود دارد که ما با پیاده شدن از ماشین و تقسیم بار ها و چادر ها از ابتدای این جاده برنامه رو با کوله هایی حدود ۱۵ کیلو شروع کردیم که البته با نظر سرپرست برنامه آب کافی برای ۲ روز را همراه برده بودیم. از ابتدای مسیر برف در سایه وجود داشت و بعد از یک ساعت از شروع جاده خاکی تمام آب هایی که در سطح جاده وجود داشت یخ زده بود و کما بیش برف اندکی داشتیم . در همان اویل برف رد پای جالبی در برف وجود داشت .. رد پایی بسیار شبیه پای برهنه آدمیزاد و پهن تر از پای آدمی زاد با ۵ انگشت دایره ای شکل ! که به تازگی همین مسیر را در جهت ما پیموده بود چون تا شب قبل در آن منطقه بارش داشتیم و در کنار آن رد پای حیوانی چهار پا شبیه رد پای سگ یا گرگ و یا شغال .. که ما رد پای دیگر را احتمال دادیم خرس باشید ! به نظر من اصلا شبیه رد پای خرس نبود و خیلی از آن بزرگ تر بود و همچنین بیشتر شبیه موجودی دو پا بود تا ۴ پا !
البته بزرگ تر از اینی بود که به نظر میاد و تقریبا اندازه پای انسان و پهن تر بود
مسیر را ادامه دادیم تا ساعت ۱:۱۰ که به انتهای جاده خاکی رسیدیم و برای نهار تا ساعت حدود ۲ توقف داشتیم.. البته آنجا سرپرست درست کردن هرگونه غذای گرم را در شب ممنوع کرد که بوی غذا شب از چادر ها بلند نشود و مورد توجه حیوانات قرار بگیرد … بعد از نهار مسیر رود خانه را ادامه دادیم بعد از ۱۰ دقیقه به جایی میرسیم که رودخانه دو شاخه میشود .. دو را داشتیم یکی اینکه شاخه سمت چپ و دره را ادامه دهیم و دومی آنکه یال وسط دو رودخانه را ادامه دهیم و ارتفاع بگیریم .. با توجه به اینکه مسیر دوم رو قبلا پیموده بودیم و همچنین مسیر اول در دره بود و ما بیشتر علاقه داشتیم ارتفاع بگیریم و از رد پاها دور شویم همچنین مسیر دره و رود خانه در انتها مسیری بهمن گیر بود و برف در اون منطقه بسیار تازه و سست به میزان ۱-۲ متر بود تصمیم گرفتیم به روی خطالراس برویم و راه کمی دور تر ولی ایمن تر و زمستانی تر باشد!
با عبور از رودخانه همچنان رد پا را داشتیم که آن هم از رود خانه عبور کرده بود ولی به سمت شاخه دیگر رود خانه رفته بود مسیر خطالراس را کما بیش از پاکوبی که با وجود برف معلوم بود ادامه میدادیم تا بعد از یک ساعت خورده ای که به طاقی سنگی رسیدیم و بعد از آنجا دیگر پاکوب معلوم نبود و حدود نیم متر برف داشتیم که کامل درون آن فرو میرفتیم و حتی باتوم با گل برف هم درون آن فرو میرفت و ادامه مسیر را مستقیم به برف کوبی ادامه دادیم تا حدود ساعت ۴:۲۰ دقیقه که به بالای دمچه رسیدیم در آنجا تنها چیزی که دیده میشد برف بود ! و ارتفاع برف در ان منطقه با توجه به اختلاف ارتفاع ثبت شده در جی پی اس بین دو باری که یکبار آن در آن منطقه برف نبود رفته بودیم حدود ۱٫۵ متر برف بود که ما حدود نیم مترش را تا آنجا میکوبیدیم البته در بعضی جاها تا بالای زانو هم در برف فرو میرفتیم ..
سرپرست برنامه آن منطقه را بهترین مکان برای شبمانی میدانست ! ارتفاع ما ۳۳۶۲ بود و وسط دشت مسطح دمچه در بالاترین نقطه آن بودیم و هوا رو به تاریک شدن بود .. با تعیین محل چادر شروع به کوبین برف زیر چادر کردیم که با توجه با آن حجم برف نرم کار بسیار زمان بری بود بعد از نیم ساعت برف کوبی زیر چادر حدود بیشتر از ۶۰ سانتی متر برف را کوبیده بودیم ( بعد از آن هم یک باتوم کامل در برف فرو میرفت یعنی بیش از ۱٫۵ متر برف داشتیم. البته همچنان سفت نشده بود ولی برای چادر زدن کما بیش مناسب بود و روی آن چادر زدیم ..
شب سردی را در پیش داشتیم ولی باد زیاد نبود حدود ساعت ۱ یک موش که معلوم نبود در آن همه برف از کجا پیدایش شده بود در کنار چادر ما کمی مشکل برایمان پیش آورد تا صبح آب درون چادر هم یخ زده بود و حتی آب لوله کیسه آب کوله پشتی ها هم تا صبح یخ زده بود اگر دمای چادر را ۱۰ درجه گرم تر از بیرون فرض کنیم درون چادر در شب دمای حدود منفی چهار پنج درجه را داشتیم وبیرون با وجود باد احتمالا بیش از اینها !
ساعت ۴:۳۰ صبح قرار حرکتمان بود تا وقت کافی برای بازگشت را داشته باشیم در آن ساعت صبح همه چیز یخ زده بود نور مهتاب و سرما و باد شدید .. حرکت را آغاز کردیم اولین چیزی که بعد از چند دقیقه حرکت توجه مان را جلب کرد رد پای خرس بود که از نزدیکی چادر های ما احتمالا شب گذشته عبور کرده بود مسیر را ادامه دادیم .. باد شدیدی میوزید هوا بسیار سرد بود ..لایه روی برف ها یخ زده بود و برف کوبی کمتر شده بود البته کما بیش بین ۱۰ سانتی متر تا نیم تر برف کوبی داشتیم .. مسیر را آهسته ادامه میدادیم و باد به تندی میوزید همه کلاه توفان استفاده میکردند حتی قطره های عرق هم روی ابرو ها یخ زده بود .. بعد از ۱٫۵ کیلومتر مسیر و ارتفاع گرفتن ۳۵۰ متر من به دلیل نداشتن کفش مناسب به همراه آقای جباریان به کمپ برگشتم و ایشان از جایی که کمپ دیده میشد دوباره مسیر را برگشت و به گروه روی قله رسید ..
مسیر ارتفاعی ثبت شده جی پی اس که همراه آقای جباریان بوده – خط قرمز مربوط به مسیر در روز اول و دوم هستش و قسمتی که ارتفاع گرفته و دوباره کم شده مربوط به مسیری هست که ایشان برای رساندن من به کمپ و دوباره ادامه مسیر طی کردند … و مسافت پیموده شده در این دو روز حدود ۳۴ کیلومتر میباشد
گروه در ادامه به خطالراس میرود و قله های خرس چر و لشگرک سربند و لشگرک کوچک ( ۴۱۸۵ ) صعود شده البته در بعضی جاها برای عدم دست به سنگ شدن شیب را پایین آمده و دوباره بالا رفته اند که کار بسیار مشکلی در آن شیب زیاد بوده است .. و پس از صعود لشگرک کوچک در ساعت ۹:۳۰ سرپرست با توجه به زمان بندی تصمیم به بازگشت میگیرد .. در مسیر قله هم چند رد پای خرس مشاهده شده است .. گروه حدود ساعت ۱۱:۴۵ به کمپ برمیگردد و هوا آفتابی و گرم شده بود و با جمع کردن کمپ و صرف نهار حدود ساعت ۱۲:۴۵ به سمت پراچان بدون توقف حرکت کردیم و در ساعت ۳:۴۵ دقیقه همه به پراچان میرسیم البته باز هم در مسیر همان رد پای معروف را دیدیم که این بار مسیر را قبل از ما برگشته بود . حدود ساعت ۴ به سمت تهران حرکت کردیم و حدودا ساعت ۸ در میدان قدس برنامه تمام شد.
مسیر طی شده به رنگ سبز و بقیه مسیر به رنگ نارنجی
آشنایی با کوه های منطقه
موضوعات: گزارش برنامه ها | تاریخ: ۱۴ آبان ۸۸







سلام
پست، خواندنی بود.
دمای داخل کیسه خواب ها چقدر بود؟
سلام
مرسی از گزارش برنامه خوبت
فقط فکر کنم یه سوتی لپی داری زمان اجرای برنامه ۹ . ۱۰ مهر نیست …….. ۱۴ ۱۵ آبانه .عاشق شدیا !!!!
با سلام و خدا قوت
برنامه جالب و زیبایی بود ، گزارش دهی هم عالی ، دست مریزاد
امیدوارم همواره سرفراز باشید
در ضمن وبلاگ شما در نشاط کوهستان لینک شد
برنامه خوبی بود خسته نباشید